آرمان - در زمانه پر حادثه کنونی که هرروز غوغایی بپا میشود کمتر مجال پرداختن به مسائل کلیتر و بنیادیتر پیش میآید. اما برفراز این همه دغدغههای نفسگیر کمکم به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک میشویم و پس از آن انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا در راهند. شاید عجیب به نظر برسد ولی میان عملکرد شوراها خصوصا شورای شهر تهران و نتایج انتخابات دیگر رابطه وثیقی وجود دارد. این معنا به تجربه ثابت شده است. ذیل آن ارتباط وثیق رابطه شورای شهر تهران با اصلاحات و اصلاحطلبان داستانی غریب دارد، تاملی جانکاه میسازد و انسان را در پیچیدگیها و قضا و قدر سیاست حیران میسازد. تاسیس شوراهای شهر و روستا از افتخارات دولت اصلاحات است ولی از همان ابتدا بیتجربگی، سیاستزدگی، منفعت جویی و عدم توجه به مصالح عالیه مردم در میان برخی از اعضای شورای شهر تهران در دوره اول که همه از طیف دوم خردادی بودند، مسأله آفرید و اختلافات آغاز شد و در همان چهارسال چهار شهردار عوض شد و در این میان این توسعه شهری بود که معطل ماند و دلزدگی بیسابقهای ایجاد کرد... بالاخره آن شورا منحل شد و در دومین دوره انتخابات شوراها شهروندان تهرانی به شکلی کاملا معنادار و اعتراضی در انتخابات شرکت نکردند و گروه گمنامی از اصولگرایان پیروز انتخابات شدند که نفر اولشان در شهری 7میلیونی با صد و نودهزار رای به شورای شهر راه یافت. چنین شورایی محمود احمدینژاد را به شهرداری تهران منصوب کرد و آن شد که همه دیدند و نیازی به تکرار ملالآورش نیست. به هر حال اصلاحطلبان هم بهواسطه عملکردی که در دوره اول از خود بروز دادند و هم بهخاطر فضای یک سویه سیاسی و حوادث ریز و درشت کشور، سه دوره تمام یعنی به مدت 12 سال از مدیریت شهری تهران خداحافظی کردند تا اینکه بازهم گردش روزگار قرعه فال را بهنام ایشان زد و دوباره تمام کرسیهای نمایندگی شورای شهر را از آن خود کردند. این بار اما اصلاحطلبان با تجربیاتی که از گذشته داشتند استارت کار را بهخوبی زدند و قرارشان بر این شد که محور اساسی کار در تهران توسعه شهری و گریز از سیاستزدگی باشد لذا با همه فشارهای بیمبنا حاضر نشدند که در اولین و مهمترین اقدام زیر عهد خود بزنند و کسی از اعضای شورا را به شهرداری بگمارند. اما داستان پرحاشیه و غمانگیز اولین شهردار شورای پنجم، بدشانسی بزرگ اصلاحطلبان بود که تحمیلا یا تقدیرا حادث شد و فرجام نیکویی نیافت تا نوبت به آقای افشانی رسید که با حداکثر ملاحظات لازم منتخب شورا شد و اصلاحطلبان نفس راحتی کشیدند که شرمنده مردم نمیشوند ولی گویا باز هم بخت یار نبود و ناگاه قانون منع بهکارگیری بازنشستگان به تصویب مجلس رسید و بالاخره شهردار دوم تهران هم از دست رفت وکارها و برنامهها و یارگیریهایش ناتمام ماند. این دو شوک بزرگ به مجموعه مدیریت شهری به بزرگی تهران با انبوهی از مشکلات و معضلات دیرپا و به ارث برده شده، کافی است که قویترین مدیران را به چالش بکشد و زمان را از دستشان بگیرد و برنامههایشان را قرین موفقیت نگرداند. اکنون 2 سال بیشتر برای شهردار و شورای شهر اصلاحطلب تهران فرصت نیست، 2 سالی با حداکثر حساسیت، 2 سالی که بخواهیم یا نخواهیم زیر ذرهبین همه سیاسیون و نخبگان و مهمتر از آن شهروندان تهرانی قرار دارد و قطعا به پای همه جبهه اصلاحات نوشته خواهد شد. اگر نیک بنگریم و مسئولانه نظر دهیم دیگر حتی کار خوب و خوب کارکردن ممکن است جواب ندهد. حالا تهران عالی کار کردن و شب و روز نشناختن و از جان مایه گذاشتن میخواهد. حالا بازهم سرنوشت اصلاحات به شورای شهر و شهردار تهران گره خورده است. حالا مردم باز هم عملکرد آشکار و قابل لمس مدیریت شهری تهران را خواهند نگریست و به اصلاحات نمره میدهند. حالا بازهم همه میخواهند ببینند که درمجموع شرایط ایران امید بستن به صندوق رای و ماحصل آن چه نتیجهای در برخواهد داشت؟ به عبارتی اگر اصلاحطلبان بتوانند پیرامون انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس محدودیتهای خود را پیش بکشند و نظارتها را مانع بروز ظرفیتهای بزرگ مدیریتی و آرمانی خود معرفی کنند، برای شورای شهر تهران چنین نیست. بیاغراق امروز کار و تلاش و تعهد و ایمان یکایک اعضای شورای شهر و بالاتر از آن شهردار و معاونان و مدیرانش سرنوشتساز است و تا سالها، بسیاری از قضاوتها پیرامون اصلاحات و شخصیتهایش براساس عملکرد آنها صورت خواهد گرفت. بالاتر، همانگونه که پیشتر دیدیم نتیجه عملکرد مدیریت شهری در تهران ممکن است تا ریاست جمهوری و همه تاثیرات این سمت در سرنوشت کشور پیش رود. اگر از این منظر به ماجرا نگاه کنیم، دخالتها در کار شورا، بیمسئولیتی و پُز پدرخوانده گرفتن و ترجیح حاشیه بر متن و تعقیب منافع شخصی و شخصیتی، فقط در یک کلام نام و محتوایی دردناک به خود میگیرد و چه بسا تاریخ 12سال پیش را دوباره تکرار کند. اعضای محترم شورای شهر در مهلت باقی مانده میتوانند به معنی دقیق کلمه در این روزگار پرمحنت استثنا شوند و کارستان کنند و مردم هم همه تلاش و کار و تعهد ایشان را از پس همه محدودیتها و مشکلات خواهند دید و قضاوتی منصفانه خواهند کرد.