آرمان - رئیسجمهور در زمان انتخابات وعدههایی مبنی بر بهکارگیری جوانان و زنان به کل جامعه داد، اما بهنظر میرسد که با گذشت 2 سال هنوز هم این وعدهها جنبه عملی به خود نگرفته است. زنان میتوانستند در پستهایی که توانمندیهایشان به اثبات رسیده کمک حال سیستم اجرایی دولت باشند، اما متاسفانه این امر محقق نشده و بجز موارد بسیار محدودی که در گوشه و کنار پستهایی در اختیار زنان قرار گرفته، دولت توانسته از زنان کارآمد استفاده کند. گرچه اکنون کمی دیر است که آقای روحانی بخواهد به وعدههای خود جامه عمل بپوشاند، اما بازهم زمان مناسبی است تا نگاه مردانه از روی وزارتخانهای که بالاترین کارمند زن را دارد و بار سنگین آموزشی آن در کشور که بر دوش این قشر است، برداشته شده و عنان این وزارتخانه به دست زنان سپرده شود. اگر نگاهی منطقی به سیستم آموزشی کشور داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که در سیستم آموزش و پرورش به نوعی نگاه فرهنگی، مثبت و زنانه همراه با ملاطفت در سیستم آموزشی نیاز داریم که فقط از عهده یک زن توانمند در سیستم آموزشی کشور برمیآید. متاسفانه هیچ وقت توانمندی زنان در سیستم آموزش و پرورش جدی گرفته نشده و همیشه یک سقف شیشهای بالای سر رشد زنان بوده و آنها نهایتا توانستهاند تا ردههای پایینی مدیر کلی رشد کنند. این در حالی است که مردانی که توانمندی، کفایت اجرایی و حتی کفایت علمی آنها نیز از زنان کمتر بوده، پست و مقامهای بالا را اشغال کردند. پرسش اینجاست که اگر امروز در آموزش و پرورش از مدیران زن استفاده نکنیم در کدام سیستم میتوان امیدوار بود که این مهم محقق شود؟ کم نداریم مدیران زن امتحان پس دادهای که سالها توانستند سیستمهای آموزشی کشور را اداره کنند و ثابت کردند که میتوانند خیلی توانمند و صحیح سیستم آموزشی را اداره کنند. هرچند هنوز فعالان سیاسی زن پیگیر این موضوع هستند و طرح موضوع میکنند، اما متاسفانه چندان امیدوار نیستیم که در سالهای پایانی دولت وعده مشارکت زنان در صحنه اجتماعی محقق شود و معلوم نیست که چه اتفاقی رخ خواهد داد. پیش از این بهنظر میرسید که رئیسجمهور در این دوره از ظرفیت زنان به نحو مطلوبی استفاده کند، اما این رویه نشان میدهد که آقای روحانی نتوانسته به وعده خود عمل کند، هر چند در مصاحبهها خیلی خوب از حقوق زنان صحبت میشود، اما در عمل چنین چیزی به اثبات نرسیده است. خیلی سخت نیست که رئیسجمهور به وزارتخانههای زیرمجموعه خود الزام کند که از مدیران توانمند استفاده کنند، چون این حداقلیترین اختیار رئیسجمهور است که از وزرایش بخواهد از مشارکت زنان در سیستمهای اجرایی کشور بیشتر استفاده شود. با این همه در زمان انتخابات از زنها میخواهند که مشارکت اجتماعی داشته باشند و همه را پای صندوقهای رای بیاورند، اما پس از انتخابات پاسخ به وعدهها به آسانی محقق نمیشود و همانطور که اکنون میبینیم در اکثر وزارتخانهها زنان توانمند در جایی که میتوانند نقش اجرایی بهتری را ایفا کنند در حاشیه قرار گرفتهاند. باید اذعان کرد که نگاه مدیریت مردانه وجود دارد و الا هیچ یک از بهانهها پذیرفتنی نیست و جامعه زنان نمیپذیرد که رئیسجمهور تحت فشار است یا نمیتواند از حضور زنان در ردههای بالای اجرایی کشور استفاده کند.