آرمان - پس از حضور مایک پمپئو در کنگره و اتهاماتی که وزیر خارجه آمریکا مبنی بر همکاری ایران با القاعده مطرح کرد بسیاری از کارشناسان بر این دیدگاه بودند که افراطیون کاخ سفید بهدنبال سوءاستفاده از اطلاعات ساختگی به منظور توجیه و همراه ساختن نمایندگان کنگره با ترامپ و از سوی دیگر دست یافتن به بهانه لازم برای حمله به ایران هستند. به همین منظور در خصوص راهکارهای کاهش سطح تنش میان تهران-واشنگتن «آرمان» با حسام الدین واعظزاده استاد دانشکده مطالعات جهان گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
با توجه به اتهامات پمپئو در کنگره مبنی بر همکاری تهران با القاعده، ادعاها و اتهامات این چنینی مقامات کاخ سفید را در مقطع کنونی در چارچوب چه اهداف احتمالی بر ضد ایران میدانید؟
این اتهام ادعایی بارها توسط مقامات ایالات متحده تکرار شده است. ایران هم هرگونه ارتباط را با القاعده رد کرده است. بهنظر میرسد این مواضع ادعایی مقامات کاخ سفید بیشتر یک ابزار تبلیغاتی بوده که علیه ایران استفاده میشود. آمریکاییها بهدنبال استفاده از قانون مبارزه با تروریسم که بعد از حوادث 11 سپتامبر کنگره تصویب کرد، هستند. همچنین پمپئو بهدنبال آن است که ایران را به عنوان یک کشور تروریستی به جهانیان معرفی کرده و حداکثر استفاده را برای فشار به ایران به کار بندد. از سوی دیگر بهنظر میرسد آنها بهدنبال سوءاستفاده از این گونه مواضع برای حمله به ایران هستند.
مواضع متناقض ادعایی ایالات متحده در خصوص اعزام 120هزار نیرو به منطقه و پس از آن تقلیل به 1500 نفر به منطقه را در چه چارچوب و یا اهداف احتمالی میدانید؟
ایالات متحده در راستای فشار حداکثری با حمایت گروه «بی» در تلاش است ادوات نظامیاش را به منطقه گسیل دارد. که بهنظر میرسد دو پیام مشخص دارد. اول اینکه واشنگتن آماده جنگ با تهران است. دوم اینکه اگر ایران پشت میز مذاکره بازنگردد واشنگتن آماده جنگ با ایران است. به همین منظور بهدنبال آن هستند که ایران را بهعنوان تهدیدی برای منافع ایالات متحده و افکار عمومی جهانی معرفی کنند. اعزام 1500 نفر نیرو به منطقه تعداد قابل توجهی نیست. اما این اقدام این پیام را دارد که آمریکا مصمم است که در ادامه تلاش حداکثریاش در تمامی زمینههای ممکن دست به اقدام بزند. واشنگتن بهدنبال آن است که با فشار حداکثری از تحریم گرفته تا تهدید ایران را در گوشه رینگ نگه دارد تا به نوعی تهران به مصالحه تن دهد. این مسائل تحرکاتی است که تاکنون جواب نداده است اما دیگر کشورهایی که در برجام باقی ماندهاند بهویژه اتحادیه اروپا تاکنون هیچگونه اقدام عملی را در اجرا و عمل به تعهدات برجامیشان انجام ندادهاند و در واقع به نوعی این تشدید فشارهای ایالات متحده نشانه حمایت اتحادیه اروپا است. کشورهای اروپایی با سکوتشان در برابر یکجانبهگرایی ایالات متحده به نوعی مجوز اقدامات فراقانونی را به واشنگتن میدهند. مسئولیت یکجانبهگرایی ایالات متحده بهطور مستقیم بر عهده کشورهای اروپایی، چین و روسیه است.
دکتر ظریف بارها از گروهی تحت عنوان گروه «بی» نام بردهاند، گروهی که بهدنبال تحریک کاخ سفید به منظور جنگ با ایران است. از دیدگاه شما این گروه چه اهداف پیدا و پنهانی را در پیوند با افراطیون کاخ سفید دنبال میکنند؟
وزیر امورخارجه کشورمان بارها بر این مساله تاکید داشتهاند. این گروه بهدنبال فشار حداکثری کاخ سفید علیه تهران است. بهرغم آنکه ترامپ بارها اعلام کرده که ما بهدنبال جنگ نیستیم، بهنظر میرسد وزنه طرفداران جنگ بر وزنه طرفداران فشار به منظور حصول به مذاکره میچربد.
با توجه به خبری که اورشلیمپست درخصوص گفتههای رئیس سابق موساد مبنی بر همکاریهای اطلاعاتی میان ریاض-تلآویو طی سالیان گذشته، عمق همکاری میان عربستان و رژیم صهیونیستی را در چه چارچوبی ارزیابی میکنید؟
واشنگتن به منظور پیشبرد اهداف امنیتی-اقتصادی و نظامیاش در منطقه نیاز به حمایت کشورهای منطقه دارد. به همین منظور تلآویو-ریاض دو استوانه حمایتی سیاستهای آمریکا در منطقه هستند. استراتژی استوانهای در منطقه مجری سیاستهای آمریکا در منطقه است. اما این دو متحد غافل از آنند که اگر جنگی در منطقه رخ دهد بدون شک مادر جنگها خواهد بود. با توجه به منطقه خاورمیانه که مملو از بحرانها و تنشهای پنهان است، تل آویو-ریاض باید بدانند که اگر جنگی در منطقه رخ دهد این دو متحد آمریکا آسیبهای جدی خواهند دید. انبار باروت خاورمیانه فقط نیازمند جرقه است. ایالات متحده و شخص ترامپ میبایستی توجه داشته باشند که از اقدامات متضاد و دوگانه به هر ترتیب ممکن خودداری کرده و تنها راهی که واشنگتن بر اساس حقوق بینالملل میبایستی انجام دهد این است که به توافق هستهای بازگردد و از نقض مفاد صریح برجام خودداری کند. در یک فضای آرام و دور از تنش، به جمع امضاکنندگان برجام بازگردد. با چنین اقداماتی میتوان از افزایش تنشها و وقوع جنگ جلوگیری کرد.
پس از آنکه خبرهایی مبنی بر دیدار دکتر ظریف با برخی از سناتورهای کنگره ایالات متحده منتشر شد، سخنگوی وزارت امورخارجه کشورمان این اقدام وزیر خارجه را در راستای جلوگیری از تاثیر گروههای فشار بر جامعه سیاسی و افکار عمومی آمریکا دانست. آیا از دیدگاه شما این گونه ارتباطات میتواند افراطیون کاخ سفید را مهار کند؟
بهنظر میرسد تجربه دیپلماسی جهانی در مواقع حساس بحرانی به ما میگوید که کشورها میبایستی ارتباطات و روابط خودشان را به منظور جلوگیری از حالت تخاصمی حفظ کنند. چون ممکن است در شرایط حساس گروه سومی از این دشمنیها سوءاستفاده کرده و جنگ ناخواستهای ایجاد کند. بهنظر میرسد چنین ارتباطاتی طبیعی و به منظور تبادل ارتباطات و افکار و ایجاد روزنهای برای یافتن راهکاری عقلایی به منظور برون رفت از شرایط کنونی است. برای جلوگیری از هرگونه تخاصم و جنگ احتمالی میبایستی چنین ارتباطاتی ادامه داشته باشد.
در میان احزاب دموکرات و جمهوریخواه آیا هیچگونه اختلافی در خصوص موضوع ایران وجود دارد؟
بدون شک میان هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه نسبت به ایران اختلافات جدی وجود دارد. در پروسه تصمیمگیری در سیاست خارجی آمریکا گروهها و احزاب مختلف اختلافنظرهایی دارند، اما اینکه درخصوص مسائل منطقهای و فعالیتهای هستهای ایران همراستا بوده و اختلافی با هم ندارند. اما در خصوص روش اعمال برخورد با ایران اختلاف نظر دارند. بهعنوان مثال حزب جمهوریخواه از جمله ترامپ و مشاوران افراطیاش بهدلیل سابقهای که دارند، دنبال فشار حداکثری و حتی حمله نظامی بر ایران هستند. اما بخش دیگر بهدنبال آن هستند که با گفتوگو و فشارهای دیپلماتیک ایران را به نوعی مهار کنند. بهطور کلی بهنظر میرسد در مورد نوع برخورد با ایران اختلافنظر وجود دارد. این اختلاف نظر در هیات حاکمه ایالات متحده تاحدودی به هنر دیپلماسی ایران بستگی دارد که بتواند با استفاده از نشان کردن موقعیتها و فرصتها به منظور حفظ منافع ملی کشور و جلوگیری از جنگ در این مسیر ادامه دهد.
بر اساس خبری که رویترز منتشر کرد نانسی پلوسی صراحتا اعلام میدارد که کاخ سفید بداند مجوز کنگره برای جنگ با ایران را ندارد، آیا این امکان وجود دارد تا ترامپ با سوءاستفاده از مجوز سال 2001 دست به اقدام خارج از کنترل بزند؟
در مباحث نظری روابط بینالملل اینکه کشوری چه زمانی به سوی جنگ میرود مباحث بسیار زیادی وجود دارد. معمولا کشورها برای شلعهور ساختن هرگونه جنگ احتمالی، دست به محاسبات دقیق درخصوص سود و زیان میزنند. معمولا کشورها نمیتوانند با دقت صددرصد چنین محاسباتی را انجام دهند. صدام حسین و هیتلر نمونه بارز آن هستند. اما امکان محاسبه دقیق در مورد اینکه کشوری وارد جنگ میشود و یا نمیشود وجود ندارد بهدلیل آنکه پارامترها و متغیرهای بسیار زیادی وجود دارد. در مورد ترامپ میشود گفت که بر اساس یک قانون نانوشته در ایالات متحده اگر رئیسجمهور حاکم بتواند اجماعی را در حزب خودش و بخشی از حزب مخالف ایجاد کند با استفاده از ابزارهای اضطراری میتواند دست به اقدام بزند. در حال حاضر ترامپ با استفاده از مجوز وضعیت اضطراری فروش هشتمیلیارد دلار تسلیحات به عربستان را صورت داده است. فروش این تسلیحات بدون مجوز کنگره صورت گرفته است و این اقدام با استفاده از مجوز وضعیت اضطراری بوده است. این اقدام بر تشدید تنشها و بحران در منطقه خواهد افزود. باید این نکته را مدنظر داشت که رویکردها در روابط بینالملل باید به نتیجه و سیاستهای اعمالی معطوف باشد. اقدام واشنگتن مبنی بر فروش تسلیحات به سعودیها خطرناک و ناقض صلح و امنیت منطقهای است. آمریکا و شخص ترامپ اگر تصمیم به جنگ بگیرد بهنظر نمیرسد که مانع جدی در برابر آن باشد، همچنان که روسای پیشین ایالات متحده دست به چنین اقدامی زدهاند. بوش پدر، جورج دبلیو بوش، اوباما. در زمان حمله به افغانستان در سال 2001 و همچنین در زمان حمله به عراق در سال 2003 آمریکا بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد با همراهی متحدانش به این دو کشور حمله کرد. ضمن آنکه بولتون در آن زمان یکی از مشاوران جورج دبلیو بوش بود. در آن زمان بسیاری از سیاستمداران تندرو آمریکا سوال کردند که چرا ما به عراق حمله کردیم و میبایست در ابتدا به ایران حمله میکردیم. حرکات و مواضع کنونی جان بولتون بهعنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید در ادامه حمله به عراق است. بهنظر میرسد بعد از سالها بولتون به هدفش رسیده و این بار سراغ ایران آمده است. بهنظر میرسد حتی در کشورهای اروپایی نیز به همین گونه است که اگر رئیسجمهور و یا نخست وزیر تصمیم به جنگ بگیرد، با استفاده از ابزارهای خاصی که وجود دارد، میتواند از اختیارات خود استفاده کند.
با توجه بهخبر سفر نخست وزیر ژاپن در آیندهای نزدیک به تهران و همچنین تحرکات برخی از کشورهای منطقه همچون عمان و عراق برخی از کارشناسان بر این نظرند که میانجیگری میان تهران-واشنگتن تا حدود زیادی میتواند به کاهش سطح تنش میان آمریکا و ایران کمک کند. آیا از دیدگاه شما اینگونه است؟
در خصوص میانجیگری تاکنون کشورهای مختلف دست به چنین اقدامی زدهاند. میزان تاثیر میانجیگری وابستگی مستقیم به دو عامل مهم دارد. اول اینکه کشور میانجی از چه موقعیت و جایگاهی در سطح منطقهای و جهانی برخوردار است. دوم اینکه آمریکا تا چه میزان نسبت به کشور میانجیگر احساس نزدیکی دارد. البته فاکتور و عامل مهم دیگر ایران است. حال سئوال اینجاست که آیا ایران توانسته از میانجیگری منافعش را دنبال کند؟ مجموعه این عوامل نشان میدهد که در مواقعی میانجیگری توانسته است برای ایران در طی سالهای گذشته کارساز باشد. برخی از کشورهای منطقه همانند قطر، عمان و عراق تا حدی میتوانند تاثیرگذار باشند. بهنظر میرسد این کشورها در شرایط کنونی از آن وزن و قدرت لازم به منظور میانجیگری برخوردار نیستند. کشورهای بزرگتری همانند روسیه میتوانند نقش میانجیگری را ایفا کنند. متاسفانه روسیه بعد از خروج آمریکا از برجام در این بحران بسیار حساس و مهم نشسته و ناظر است و هیچ اقدام عملی انجام نداده است. بهرغم آنکه روسها خودشان را بهعنوان متحد استراتژیک ایران معرفی کردهاند و ایران روابط اقتصادی و سیاسی بسیار گستردهای با مسکو دارد، اما روسها آن حمایت باید و شاید را در قبال ایران نداشتهاند. بهنظر میرسد پوتین بهعنوان یک رئیسجمهور عملگرا با توجه به روابط نزدیکی که با ترامپ چه قبل و بعد از ریاست جمهوریاش داشته میتواند بهعنوان یکی از کشورهایی که میتواند نقشآفرینی میان تهران-واشنگتن کند نه تنها عمان نیست، بلکه میتواند روسیه باشد. مسکو میبایستی واشنگتن را مجاب کند تا یک بار دیگر به برجام بازگردد. البته شاید این یک دیدگاه خوشبینانه نسبت به روسها باشد. در رابطه با میانجیگری میتوان گفت کشورهای دیگری هم میتوانند دست به چنین اقدامی بزنند. سه عضو مهم اتحادیه اروپا آلمان، فرانسه و بریتانیا هستند که در این زمینه میتوانند نقش داشته باشند. هریک از این سه کشور میتوانند بهصورت انفرادی دست به چنین اقدامی بزنند. بهنظر میرسد اتحادیه اروپا بعد از خروج روسیه همچنان نظارهگر مساله است و هیچ اقدامی در راستای مجاب کردن آمریکا نداشته و فقط به صدور بیانیه اکتفا کردهاند.
جرمی هانت وزیر خارجه بریتانیا صراحتا تهدید کرده است که اگر تهران به برجام متعهد نماند انگلیس در فشار به ایران به واشنگتن خواهد پیوست این موضع تهدیدآمیز بر ضد تهران حائز چه نکاتی است؟
انگلستان طی این روزها به شدت درگیر مسائل داخلیاش در ارتباط با خروج از اتحادیه اروپا است. مساله خروج بریتانیا اتحادیه تحت عنوان برگزیت و استعفای ترزا می این کشور را از نقشآفرینی جدی و موثر در وضعیت کنونی ایران و آمریکا تا حد زیادی باز داشته است. زمانی که کشوری با بحران داخلی جدی مواجه میگردد ظرفیت دیپلماسی آن کشور محدود میشود و تواناییهایش در عرصه جهانی محدود میشود. بنابراین در شرایط کنونی بهنظر میرسد بریتانیا نمیتواند نقشاش را بهعنوان یک بازیگر موثر در برجام ایفا کند. اینگونه مواضع را میشود در چارچوب مواضع اعلامی ارزیابی و تحلیل کرد. اگرچه بریتانیا در طول چهل سال گذشته بهطور اخص بعد از پایان جنگ دوم جهانی دارای روابط ویژه با ایالات متحده بوده و این روابط را همچنان حفظ کرده، اما در شرایط کنونی بریتانیا نقشآفرینی فعالی نمیتواند داشته باشد.
با توجه به آنکه پیش از حمله واشنگتن به بغداد در سال 2003 و کابل در سال 2001 بهانه لازم را انگلیسیها با اطلاعات ساختگی برای آمریکاییها فراهم کردند، تختروانچی در مقالهای در یکی از رسانههای آمریکایی مینویسد آمریکاییها بهدنبال استفاده از اطلاعات ساختگی علیه ایران هستند. آیا از دیدگاه شما آمریکا بهدنبال پروندهسازی علیه ایران است؟
پروندهسازی و استناد به اطلاعات ساختگی امری مرسوم بوده است. یکی از محملها این است که تهدیدات کوچک منطقهای را بهعنوان یک تهدید بینالمللی با استناد به بند 7 منشور ملل متحد نشان دهند. بینالمللی کردن مساله تهدید ایران تا حد زیادی انجام شده است. زمانی که سخن از کره شمالی گفته میشود کره شمالی کشوری است که بمب اتمی دارد اما نام ایران را در کنار کره شمالی میگذارند این در حالی است که بر اساس اسناد خود غربیها ایران بمب اتمی ندارد. این نوع فضاسازی بسیار خطرناک است و همانطور که در عراق بر اساس اسناد نادرست شعلهور و روشن شد. ممکن است این اسناد در مورد ایران نیز بهکار برده شود. بهنظر میرسد مجموعه اقدامات کاخ سفید در ارتباط با القاعده و مساله هستهای ایران و نکاتی از این دست این امکان وجود دارد که آمریکا سوءاستفاده کرده و فضا را آلوده کند. اما باید تاکید کرد که در این خصوص ایران به هیچوجه قابل مقایسه با عراق نیست. اما ما در حال حاضر میتوانیم اهمیت برجام را دریابیم، توافق هستهای بر اساس یک اجماع بینالمللی شکل گرفته و با استفاده از قطعنامههای سازمان ملل متحد شکل گرفته است. برجام یکی از تجربههای بسیار مهم دیپلماتیک در سطح جهان و دستاورد مهمی برای دیپلماسی ایران است. در شرایط کنونی میتوانیم برای نشان دادن مشروعیت دیپلماسی کشور و روند تصمیمگیری عقلایی در سیاست خارجی، برجام را به جهانیان نشان دهیم. برجامی که بر اساس اجماع داخلی ایجاد شد هرچند در همان زمان عدهای به شدت با آن مخالفت کردند و عدهای آن را کاغذ پارهای بیش نمیدانند اما برجام یک قرارداد بسیار مهم بینالمللی است که بزرگترین سازمان امنیتی بینالمللی و 5 عضو دائم شورای امنیت آن را تایید و امضا کردهاند. از نظر حقوق بینالملل توافق هستهای (برجام) قرارداد بسیار قدرتمندی است که بهعنوان عاملی برای جلوگیری از جنگ میتواند باشد. فعالیت آمریکا با جعل اخبار و اسناد به سادگی امکان ندارد و با نفوذی که ایران توانسته در منطقه و تا حدودی سازمانهای بینالمللی بهوجود آورد، به راحتی میتواند سناریوی عراق و جعلسازی اسناد علیه ایران را خنثی کند.
مشخصا ایران چه سناریوی مشخصی را باید در قبال یکجانبهگرایی واشنگتن بهکار بندد؟
بهنظر میرسد تهران در دیپلماسی خود کاستیهایی داشته، بهگونهای که شاید در مواردی میتوانست در روابط خارجیاش بهتر عمل کند. یکی از نکات این است که ما در داخل کشور از بدنه نخبگان کشور استفاده کامل را نکردهایم. در حال حاضر حدود 1000 نیروی متخصص دانش آموخته علوم سیاسی و روابط بینالملل در کشور وجود دارد. سوال این است که چه بخشی از این اساتید را در پروسه دیپلماسی به کار گرفتهایم؟ در شرایط حاد و چالشانگیز کنونی دستگاه دیپلماسی کشور تا حدی توانایی دفاع از منافع ملی را دارد. تهران باید از نخبگان کشور و کسانی که موقعیت بینالمللی دارند استفاده کند که پیام ایران را و واقعیتهای سیاست خارجی و نظام ایران را به گوش جهانیان برسانند و به جهانیان بگویند که ایران کشور جنگ طلبی نیست. ایران در طول تاریخ چندهزار سالهاش دنبال صلح، گفتوگو و همزیستی مسالمتآمیز بوده است. بنابراین ما از این عنصر و توانمندی استفاده نکردهایم. ایران در عرصه دیپلماتیک بسیار قدرتمند است، اما باید از گروههایی مانند افراد، شرکتها و شخصیتها استفاده کند. در این شرایط حساس ایران باید از تمام ظرفیتهای خود و با تدبیر و برنامهریزی درست از پتانسیلهای موجود استفاده کند.