آرمان - رئیسجمهور در دیدار با فعالان سیاسی اذعان داشت که در حوزههای مختلف اختیارات زیادی ندارد. باید یادآوری کرد آنچه آقای حسن روحانی میگوید ازاساس درست است. بدین معنا که قانون اساسی رئیسجمهور را دومین فرد نظام میداند اما پرسش مطرح این است که آیا ظرف 2 تا 3 دهه گذشته رؤسای جمهور به معنای واقعی کلمه توانستهاند از اختیاراتی که به مثابه فرد دوم نظام دارند استفاده نمایند؟ پاسخی که اصولگرایان به این گزاره درست میدهند آن است که آقایان روحانی، احمدینژاد یا رئیس دولت اصلاحات که میدانستند اختیارات چندان وسیعی ندارند و حدوداختیاراتشان چقدر است، چرا داوطلب ریاست جمهوری شدند؟ بنابراین باید به موضوع از زاویه دیگری نگاه کرد. اینکه بگوییم چونآقای روحانی میدانسته که اختیارات او در هیبت رئیسجمهور محدود است، پس نباید درانتخابات ریاست جمهوری شرکت میکرد، استدلال درستی نیست. اتفاقا باید این سوال را مطرح کرد که چرا رئیسجمهور به عنوان فرد دوم نظام خود را فاقد اختیارات کافی، قدرت و توانمندیهایی نشان میدهد که در قانون اساسی برای وی پیشبینی شده است؟ اینکه ما بگوییم چون آقای روحانی میدانسته که رئیسجمهور قدرت چندانی ندارد، پس نباید داوطلب این پست میشده، غلط است. این استدلال میتواند به معنای تایید عدم اختیار رئیسجمهور به عنوان شخص دوم کشور تفسیر شود. در حالی که اینگونه نیست و رئیسجمهور حسب قانون اساسی از اختیارات قابل توجهی برخوردار است. نکته دیگر اینکه درانتقاد به آقای روحانی و سایر کسانی که میگویند رئیسجمهور اختیارات چندانی ندارد، باید یادآوری کرد که نمیتوان با استدلال گفته شده، از فعالیت بازماند تا دایره اختیار کمکم وسیعتر شود بلکه رئیسجمهور باید پیوسته در این کوشش باشد که در چارچوب قانون از اختیارات خود استفاده کرده و نیز اختیارات دیگر را پس از اقناع از آن خود کند. به عنوان مثال در دولت دوم آقای روحانی مطلبی را بارها از وی خواستم، اما متاسفانه بدان توجه نشد. خواستهام از رئیسجمهور این بود که آقای روحانی به هرحال شما به عنوان رئیس قوه مجریه میدانید که چه میزان از درآمد کشور در اختیار دولت است. اگر درآمد کشور را در سال 97 یکصد تومان فرض کنیم، پرسش این است که چه میزان از این یکصد تومان در اختیار قوه مجریه است و چه میزان آن در اختیار این قوه نیست؟ قدرتهایی که بعضا هم پاسخگو نیستند. بنابراین به جای اینکه بگوییم رئیسجمهور قدرت ندارد باید سعی کنیم قدرت را برای رئیسجمهور ایجاد کنیم. نهاینکه بگوییم رئیسجمهور قدرت و اختیاراتی ندارد. واقع مطلب این است که هر قدر که رئیسجمهور، نمایندگان و رئیس مجلس کوتاه بیایند، بخش غیر انتخابی به آنها نخواهد گفت که چرا از اختیارات خود کوتاه آمدهاید؟ بلکه آقای روحانی باید تمام توان خود را بهکار ببرد تا از اختیاراتی که در چارچوب قانون دارد، استفاده کند. صرف نظر از اینکه بخشهایی خوششان بیاید یا نیاید. بنابراین در مقابل اینکه گفته میشود رئیسجمهور اختیار ندارد، یا آنطور که اصولگرایان میگویند بهتر است در انتخابات شرکت نکند، باید تاکید کرد رئیسجمهور هرکسی باشد باید در انتخابات شرکت کند و تلاش کند تا حدود اختیارات خود را افزایش دهد و اجازه ندهد که اختیارات قانونی بیاستفاده بماند.