آرمان - طی روزها و هفتههای اخیر این موضوع در صدر اخبار و رسانههای جهانی قرار گرفت که آیا ایران و آمریکا بهسمت منازعهای جدید در حرکتاند و یا اینکه ترامپ قصد مذاکره و ترغیب و تشویق ایران به یک توافق جدید دارد. نشانههای این رفتار هم به شکل اعزام ناو جنگی ابراهام لینکلن به خلیج فارس و هم اعلام آمادگی دونالد ترامپ و مایک پمپئو برای مذاکره مستقیم و رودررو با طرفین ایرانی عیان شده است. در تحلیل و فهم درست منافع و سیاستهای آمریکا نسبت به ایران نباید دچار سوءبرداشت شد. سیاست آمریکا نسبت به ایران در طی چهار دهه بر اصول و مبانی مشخص استوار است. هدف اول و آخر آمریکا، سوقدادن ایران بهسمتی است که منافع آمریکا در خلیج فارس و خاورمیانه به خطر نیفتد. این منافع ترکیبی از حضور قدرتمند آمریکا در منطقه با منافع سرشار اقتصادی ناشی از فروش اسلحه است. تلقی و باور آمریکا این است که ایران مزاحمتی جدی بر منافع استراتژیک آمریکا در منطقه است. این رویه هماکنون هم در آمریکا پیگیری میشود. ترامپ رئیسجمهوری آمریکا یک سیاست دو سویه (چماق و هویج) در قبال ایران در پیش گرفته است. درخواست برای مذاکره، سیاست هویج آمریکاست و سیاست فشار حداکثری که به شکل تحریمهای سخت و فزاینده بر بخشهای زیرین اقتصاد ایران اعمال شده و در مرحله بعدی اعزام ناو بزرگ لینکلن به خلیج فارس، جنبه چماق سیاست آمریکاست. اخیرا گزارشی در سایت معتبر آتلانتیک منتشر شده که طی آن وزارت خزانهداری آمریکا، بیش از هزار شرکت، شخصیت حقوقی و حقیقی ایران را در لیست سیاه قرار داده است. تقریبا همه بخشهای اقتصادی ایران تحتتاثیر همین لیست سیاه و نظام تحریمی آمریکا قرار گرفته است. از این رو باید رویکرد مذاکره و دیپلماسی ترامپ را با عطف به این واقعیتها در نظر گرفت. امروز هم پیام آمریکا به ایران روشن و مبرهن است. آنها انتظار دارند ایران به تمام خواستههای آمریکا از جمله در موضوعات منطقهای مثل بحران سوریه و عراق گردن نهد. حال آمریکا با روشها و ابزارهای مختلف اعم از سیاستهای تشویقی و تنبیهی بهدنبال القای این سیاستها به ایران است. آمریکا در شرایط کنونی یک ایران تسلیمشده در برابر خواستههایش میخواهد. در برابر، تکلیف ایران هم مشخص است و اینکه آمریکا با خروج غیرقانونی از برجام، نقض قطعنامههای سازمان ملل کرده و مذاکره با چنین دولتی به صلاح منافع و امنیت کشور نیست. بهنوعی مذاکره با آمریکا عدول از سیاستهای اعلامی جمهوری اسلامی ایران است. با این حال بایستی با فعالکردن مکانیسم و ابزارهای در دست، از گردنه ترامپ و تهدیدش گذر کنیم. در وهله اول ایران نباید اجازه ائتلافسازی مجدد اروپا با آمریکا را مثل دوره سال 2011 و 2012 دهد. بایستی در تصمیمات و رویکردهای خود عاقلانه و عمیقتر عمل کنیم. دستگاه وزارت خارجه میباید نسبت به سناریوهای ممکن بیشتر تامل میکرد. دادن مهلت 60روزه به اروپا شاید در نگاه اول اقدامی شایسته باشد اما باید پیشبینی میشد که رفتار اروپا چگونه خواهد بود و امروز که موگرینی و سایر مقامات دولتی اروپا، اولتیماتوم ایران را رد کردند؛ رفتار و حرکت بعدی چه خواهد بود. حال در نظر بگیریم که 60روز زمان گذشت و اروپا موفق به برآورده کردن خواستههای ایران نشد، در این شرایط هرگونه گام در بیرونآمدن از بندهای برجام، مساوی با افزایش فشارهای بینالمللی و بازشدن بیشتر دست ترامپ در کارزار علیه ایران است. از این رو باید با هوشمندی و احتیاط بیشتر عمل کرد و اجازه فضاسازیهای بیشتر بینالمللی را به ترامپ نداد.