تاوان«هاشمی‌ زدایی» در منطقه

محمد محمودی تحلیلگر مسائل سیاسی

«هاشمی زدایی» تاوان دارد. چه دیروز در روزگار حیاتش و چه امروز در روزگار مماتش. هیچ استثنایی هم ندارد. حتی اگر مصداق‌ این موضــوع در خانواده خود آقای هاشمی هم باشد! مصادیق«هاشمی زدایــی» هم در ۳۰ سال گذشته روشن هستند. مثل آفتاب. اولین مثال بارز «هاشمی ‌زدایی» به زمان دولت اصلاحات برمی‌گردد. آنجا که تقدم واقعیت سازندگی زدودند و فرمان قطار «توسعه اقتصادی» عوض کردند، برای رسیدن به مقصد خیالی «توسعه سیاسی»  که نه تنها به آن نرسیدند که کشور را هم در ‌ایستگاه انحرافی «هاشمی‌ زدایی» رها کردند تا احمدی‌نژاد روی کار بیاید! احمدی‌نژاد هم که آمد، پرچم «هاشمی زدایی» را  تا می‌توانست بالا و بالاتر برد تا هرچه نقشی از هاشمی داشت را پاک کند. پس خرافه را جای عقلانیت نشاند و از رویای سازندگی، کابوس سقوط ساخت! از‌این دست مثال‌ها زیاد هست ولی فقط کافی است یک لحظه تصور کنیم اگر در پایان دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰، آن‌گونه «هاشمی زدایی» نکرده بودیم، امروز وضع کشور با درآمد تاریخی زمان احمدی‌نژاد ولی با ریاست‌جمهوری هاشمی، چگونه می‌بود؟! «هاشمی ‌زدایی» البته مصادیق ریز و درشت دیگر، زیاد دارد‌. از دانشگاه آزاد اسلامی گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان یا همین مجلس شورای اسلامی که شاید وضع امروزش نتیجه همــان «هاشمـی ‌زدایی‌ تاریخی» در انتخابات مجلس ششم باشد! اما فراتر از همه‌ اینها باید اذعان کرد امروز مهم‌ترین تاوان «هاشمی زدایی»، در منطقه و ممالک اسلامی در جریان است. حوادث اخیر افغانستان، عراق و لبنان به‌خوبی گواه ‌این مدعاست‌، چراکه سی سال قبل هم مشابه چنین حوادثی رخ داده بود. ولی هاشمی کاملا آنها را به نفع ‌ایران و ممالک اسلامی مدیریت کرده بود، به‌عنوان مثال در ماجرای فروپاشی شوروی سابق اگر مدیریت منطقه‌ای هاشمی به‌عنوان رئیس‌جمهور وقت ‌ایران اسلامی وجود نداشت، شاید بنای ژئوپلیتیک همسایگان شمالی ‌ایران به‌گونه‌ دیگری رقم می‌خورد یا اگر نحوه تعامل هاشمی با رهبران ترکیه در سی سال قبل نبود، شاید روی کار آمدن اسلام‌گرایان مدرن در ‌این کشور‌ این‌گونه هموار نمی شد یا اگر ارتباط صمیمانه هاشمی با شخصیت‌های موثری همچون رفیق حریری در لبنان نبود، هرگز جایگاه سیاسی حزب‌ا... در آن کشور تثبیت نمی‌شد. از ‌این دست مثال‌های مصلحانه با نقش‌آفرینی‌های خاص هاشمی ده‌ها و یا شاید صدها مورد دیگر هم وجود دارد که از بوسنی و مصر گرفته تا عربستان و عراق قابل بازخوانی است. اتفاقا یکی از مهم‌ترین علل «هاشمی زدایی» در منطقه را هم باید در همین عدم بازخوانی‌های «دوستی‌های منطقه‌ای در گذشته» دانست که می‌توانست با انعکاس وسیع رسانه‌ای آن به «پژواک مکرر اتحاد منطقه‌ای» در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها تبدیل شود که متاسفانه نشد و به‌ جای آن آنقدر بذرهای تفرقه و دشمنی پاشیده شد تا سوگمندانه امروز شاهد آن باشیم مهم‌ترین تاوان «هاشمی ‌زدایی» برای بخش عمده‌ای از منطقه در حال رقم خوردن است و فتنه‌های نوبتی یک به یک از راه می‌رسند و مخاطره پشت مخاطره برای همه می آفریند! مخاطراتی که اگر توافق ۱۴ ماده‌ای آیت‌ا... هاشمی با پادشاه وقت عربستان در اسفندماه ۸۷ عملی شده بود، شاید امروز اصلا وجود خارجی نداشتند! درباره تبعات دیگر هاشمی‌ زدایی باز خواهم نوشت. به قول صائب تبریزی؛ درین عبرت سرا مگشا نظر زنهار بی عبرت/ که می‌گردد ز گوهر قیمتی تار نگاه ‌اینجا.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه