یک بام و دو هوا

محمدرضا خباز نماینده ادوار مجلس

دولت یازدهم در شرایط تورم 44 درصدی و رشد اقتصادی منهای 6 درصد، کشور را تحویل گرفت و به نتیجه رسید که باید به مهمترین مشکل که ارتباط با جهان است، پایان داد. یعنی با جهان از در آشتی و مودت بیرون آمد و با یکدیگر مساعدت و معاضدت داشت. آثار این تصمیم هم مشخص شد و در دو سال اول تورم یک‌رقمی و در نهایت رشد اقتصادی هم مثبت شد. بازرگانان خارجی هم به ایران روی خوش نشان دادند. اما تندروها که کینه در دل داشتند و از اینکه دولت موفق شود، مشکل اختلاف 40 ساله ارتباط جهانی ما را حل کند، ناخشنود، درصدد برآمدند که اجازه ندهند در دولت یازدهم مشکلات جهانی رو به بهبود برود. لذا از هر فرصتی استفاده که نه، بلکه سوءاستفاده کردند و تا جایی که توانستند چوب لای چرخ دولت گذاشتند و به انواع و اقسام مختلف دولت را تضعیف و بذر ناامیدی را در جامعه منتشر کردند تا اینکه برجام به‌رغم میل باطنی آنها به سامان رسید. وقتی برجام به سامان رسید، تصمیم‌شان قوی‌تر شد و در نهایت سروصداها به‌خاطر سفر مدیرکل آژانس بین‌المللی بلند شد. ناگفته نماند که در نیمه دوم سال گذشته مجلس، قانونی تصویب کرد که آن را جناحی نامگذاری می‌کنم چون هدف آن بیشتر ناکام گذاشتن دولت بود. در ماده 6 این قانون اگر تا اسفندماه تحریم‌ها برداشته نشد، ایران باید اجازه بازدید و نظارت را از ناظران بین‌المللی بگیرد و طبعا شرایط خروج از پروتکل مربوطه را هم فراهم کند. اسفندماه رسید و مهلت پایان یافت و دولت دوازدهم به این نتیجه رسید که نباید به این قانون عمل کرد. از طرفی نمی‌خواست خلاف قانون عمل کند و از طرفی هم آن قانون همه تصمیمات کشور را خنثی و جهان را در مقابل ما یکپارچه می‌کرد و زمینه فشارهای بین‌المللی را افزایش می‌داد. بنابراین با یک روش میان‌بر سه ماه مهلت گرفت و موضوع به اردیبهشت موکول شد. در اردیبهشت که مدیرکل آژانس به ایران آمد، سروصداها بالا گرفت و عده‌ای در خیابان دست به اعتراض زدند و در مجلس هم شاهد نطق‌های آتشین بودیم. حتی رئیس مجلس اعلام کرد که باید فیلم دوربین‌‌ها را پاک کنند و فیلم‌های خنثی شده را ببرند و قانون نعل به نعل اجرا شود. در این میان، مدیرکل آژانس بین‌المللی با ناامیدی کشورمان را ترک کرد و دست و پای دولت در پوست گردو باقی ماند ولی الان همین اتفاق افتاد. یعنی آقای گروسی آمد و اتفاقا با استقبال فوق‌العاده‌ای از طرف ایرانی مواجه شد. نه سروصداهایی، نه نطق‌های تند در مجلس و نه تذکر رئیس مجلس و هیات رئیسه به دولت اتفاق افتاد و حتی با دولت به جمع‌بندی هم رسیدند به گونه‌ای بالاتر از آنچه در دولت دوازدهم در اردیبهشت امسال به توافق رسیده بودند. توافق با دولت دوازدهم محدود بود ولی این توافق محدودیت زمانی ندارد. اتفاقی که از یک جهت خوشحالیم چون دولت و حاکمیت تصمیم به اصلاح ارتباطش با جهان گرفت و به این مصوبه سیاسی جناحی توجه نکرد و از کنارش گذشت، چون قابل اجرا نبود و به ضرر کشور بود. لذا بی‌توجهی دولت به مصوبه مجلس و خاتمه یافتن آن جای خوشحالی و از جهت دیگر جای ناراحتی دارد و آن اینکه همین آقایان که امروز سکوت کردند در اردیبهشت امسال رگ‌های گردن‌شان بیرون زد و وااسلاما بلند بود. سوال اینجاست که این چه تصمیم نامناسبی بود که امروز حلال کردید و میمون و محترم شمردید و با سکوت خودتان کمک کردید تا این اتفاق بیفتد؟ تصور می‌کنند مردم از اردیبهشت تا الان را فراموش کرده‌اند؟ اگر این تصمیم امروز برای زمینه‌سازی برجام، تصمیم درستی است، چرا در اردیبهشت ماه اجازه ندادید؟ اکنون صدماتی که با آن قانون جناحی‌تان به کشور وارد کردید را چه کسی ضامن است؟ آقایانی که دنبال متهم می‌گردند، خودشان متهم هستند. حالا کسانی که صدای وااسلاما آنها بلند بود کار دولت را تائید می‌کنند و می‌پسندند و با سکوتشان حمایت می‌کنند! از این جهت خوشحالیم ولی این یک بام و دو هوا بسیار روش نامناسبی است. روشی که حتی در یک محیط کوچک و خانواده هم اگر پدر خانواده اینطور عمل کند، سروصدای اعضای خانواده بلند می‌شود، چه رسد در یک کشور و مملکت.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه