روزگار ما و سایه‌ سنگین صدها مافیا؟!

حمزه‌علی نصیری تحلیلگر مسائل فرهنگی

خیلی‌ها بر این باورند که ویروس تاجدار، ویروسی دست‌ساز است و چینی‌ها آن را برای فلج کردن اقتصاد سایر کشورها و سلطه بر جهان، تولید و منتشر کرده‌اند. این یعنی مافیای جهانی قتل و غارت! برخی حتی از رفتار چینی‌ها به عنوان جنایت بشری یاد کرده و خواستار محاکمه بین المللی آن شده‌اند. کسانی هم هستند که به جهانیان هشدار می‌هند که:«چین تصمیم به قتل‌عالم مردم جهان گرفته است».برخی معتقدند ویروس کرونا را قدرت‌های جهانی برای کنترل جمعیت کره‌ زمین ساخته و بر جان بشریت انداخته‌اند و این یعنی مافیای جهانی قتل و مدیریت! برخی نیز دولت‌ها را به استفاده‌ ابزاری از ویروس کرونا متهم کرده و چنین قضاوت می‌کنند که دولت‌ها و حکومت‌ها از شرایط کروناییِ پیش‌ آمده، جهت سرپوش گذاشتن بر ضعف و ناکارآمدی خود سود می‌جویند و با ایجاد ترس و نگرانی و محدودیت برای ملت‌ها، برای خود فرصت‌سازی می‌کنند؛ اغراق در وحشی‌گری ویروس کرونا و ترسیم چهره‌ هیولایی از آن و در عین حال، اهمال در به‌کارگیری تدابیر قرنطینه‌ای و اعمال محدودیت‌های سلیقه‌ای و تعلل در ارائه‌ خدمات درمانی و سنگینی هزینه‌های بیمارستانی و تساهل در انجام اقدامات ایمنی و... از جمله دلایل این داوری هستند. این شواهد، حتی اگر غیرعلمی و عامیانه باشند، باز هم الگو‌گیری عاملان سوءمدیریت در مهار کرونا از دو رویکرد فوق‌الاشاره را به ذهن متبادر می‌سازند. اگر همه‌ این باورها و تصورات، سوء‌تفاهم یا ناشی از بدبینی و توهم باشند، لابد مبنایی برای این سوء‌تفاهمات و بدبینی‌ها و توهمات وجود دارد. مثلا مردم از وجود مافیای دخانیات و مواد‌مخدر باخبرند و می‌دانند عده‌ای از تولید و توزیع این سموم مهلک، به صورت تشکیلاتی منتفع هستند. مردم می‌دانند قاچاق و احتکار بسیاری از ارزاق و کالاهای ضروری زندگی‌شان، دست مافیاهای ویژه‌ای ‌است. به همین ترتیب، مافیای سکه و طلا و ارز و مافیای آهن و مافیای معدن و مافیای آب و مافیای چوب و مافیای وام و مافیای قاچاق دام و مافیای کود و مافیای گوشت و مافیای روغن و مافیای خودرو و مافیای دارو و مافیای ساخت‌وساز و مافیای استخدام فامیل و مافیای دستفروشی در پیاده‌رو و مافیای تکدی‌گری در سطح شهر و مافیای تجارت قبر! و... برای گوش و چشم و ذهن و دل مردم مواردی عادی و آشنا هستند. به‌کرات از زبان محققان و گزارشگران و مسئولان با‌وجدان هم شنیده شده که در کنار سوء‌مدیریت، تعارض منافع قانون‌گذاران و مجریان و مدیران میانی و ارشد هست که بنای اقتصاد سالم را ویران کرده و حسرت زندگی آرام و عادی را بر دل مردم نشانده است. این نیز یعنی جدال بی‌محابای چند مافیا بر سر تحصیل مال ناروا! اما سخن گفتن از مافیایی که جامه‌عِلم و فرهنگ و هنر و اندیشه و اخلاق به تن کرده و پرچم اصلاح و اصول و عقیده و ایمان و تعهد و وجدان بر افراشته و عَلَم بنیاد و خدمت و خیریه و درمانگاه و دانشگاه و... بر سردرِ مقر خود کاشته‌ است، کمی دشوار است و آوردن مثال و مصداق، بسی دشوار‌تر. مافیای انحصار طبابت و مافیای سلطه بر دستگاه تعلیم و تربیت و مافیای فوتبال و مافیای ذبح حلال و مافیای رسانه و تریبون و تبلیغات و مافیای استخدام و استثمارِ لمپن و مافیای مافیای تولید و ترویج خرافات و... مثال‌هایی از این زمره‌اند.
اگر روزگاری نیاکان ما تحت سلطه‌ مستقیم خان و سلطان و شاه و کدخدا بودند و یا برده‌وار برای تیول‌داران و ظلّالسلطان‌ها و ظلّ‌الله‌ها کار می‌کردند، امروزه ما تحت تأثیر منش مافیایی و زیر سایه‌ سنگین صدها مافیا دچار سرگیجه شده‌ایم. حالا، چند سئوال و کمی پرسه در عالم خیال؛آیا جوامع مغلوب و منکوب در یَد قدرت باندهای مافیایی، با اتکا به انتخابات‌های متأثر از نگاه و نفوذ همین باندها، ‌قادر به باز‌آفرینی شاکله فکری و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خود بر بنیاد اخلاق و انسانیّت و مدنیّت هستند؟ آیا یک جامعه‌ متأثر از تفکرات مافیایی می‌تواند سیستم ساختاری و نظم رفتاری یک نظام دموکراتیک را بپذیرد؟ آیا جامعه‌ معتاد به ارتباطات مافیایی و سرخوش از لذّات حاصل از روابط باندی و قومی و قبیله‌ای و خویشاوندی، قادر و حاضر است این لذّت و خلسه و رضامندی را ترک کند و به مکانیسم زیست اجتماعی سالم برگردد؟ آیا امیدی به رشد نهال دموکراسی و تحقق شایسته‌سالاری در سایه‌ سنگین جامعه‌ مافیاسالار هست؟

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه