ایران؛ آژانس و چند نکته

عبدالرضا فرجی راد تحلیلگر مسائل بین‌الملل

آژانس هنوز علاقه‌مند است که به‌رغم قطعنامه‌اي که تصويب شد و در قسمت آخر آن هم تهديد شوراي امنيتي شاهد بوديم کار را در ايران دنبال کند. روز گذشته نيز آقاي رافائل گروسي مدير کل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي گفته هنوز وضعيت ايران به سطح بحراني نرسيده و مي‌توانيم مسائل را مورد گفت‌وگو قرار دهيم. حال به نظر مي‌رسد که مقامات کشورمان به نحوي اجازه دهند که آقاي گروسي وارد ايران شود. البته در مورد قطعنامه نيز ايران اعلام کرده که عکس‌العمل نشان خواهد داد. اقدام ايران نيز احتمالا در حوزه غني سازي يا به کار گيري سانتريفيوژهاي بيشتر باشد که طرف غربي نيز احساس خطر کند. حال اگر آقاي گروسي به ايران بيايد و گفت‌وگو صورت پذيرد بهتر مي‌توان نظر داد و تحليل کرد تا مشخص شود ايران چه پاسخي به آنها داده است. اينکه پاسخ در راستاي حل مساله باشد يا اينکه ايران همان پاسخ قبلي را خواهد داد. لذا مي‌توان گفت به سمتي حرکت مي‌کنيم که اگر اين بار مذاکرات نتواند با موفقيت انجام شود و چند هفته شايد بگذرد و احتمالا آژانس دوباره جلسه و نشستي خواهد داشت و در آن نشست احتمالا مواضع سخت‌تري را دنبال کند. اما اميد مي‌رود که ايران موافقت کند و آقاي گروسي سفري به ايران داشته باشد و مساله به نحوي حل و فصل شده و مورد موافقت قرار بگيرد و از آن طرف هم غربي‌ها به نحوي عمل کنند که پرونده ايران در آژانس بسته شود. احساس مي‌شود که اگر آقاي گروسي بتواند مقداري با ايران کار کند آمريکايي‌ها اين آمادگي را دارند که امتيازاتي را هم در رابطه با بسته شدن پرونده بدهند. البته همه اين مسائل به مسائل ديگري مثل اوکراين و روسيه و همچنين فشارهايي که در رابطه با مسائل داخلي ايران به ويژه دولت‌هاي غربي به ويژه آمريکا و دولت‌هاي اروپايي از سوي افکار عمومي وارد مي‌شود. از طرفي مسائل داخلي ايران بر سرعت تصميم گيري غربي‌ها اثر گذاشته است. چرا که افکار عمومي داخلي براي آنها مهم است و بنابر اين تا حدي مي‌توانند افکار عمومي را ناديده بگيرند. لذا اگر افکار عمومي غربي‌ها بيشتر فشار بياورد دولت‌هاي غربي تمايل کمتري براي مذاکره نشان خواهند داد. کما اينکه اگر برخي اتفاقات طي چند وقت اخير رخ نمي‌داد اکنون مذاکرات ايران و غرب در راستاي احياي برجام شروع شده بود و از سوي ديگر پرونده ايران در آژانس و شوراي حکام به اين صورت در نمي‌آمد و قطعنامه نيز به اين سرعت تصويب نمي‌شد. به عبارتي شايد اگر آقاي کروسي به تهران مي‌آمد و اگر در طي مذاکراتش با مقامات مسئول کشورمان به نتيجه نمي‌رسيد احتمالا اين قطعنامه تصويب مي‌شد. اين قطعنامه نيز که شوراي حکام قبل از سفر آقاي گروسي به ايران تصويب شد اولا به‌خاطر فشار افکار عمومي و سپس به‌خاطر مسائل اوکراين و همنوايي ايران و روسيه بوده است. گرچه برخي معتقدند که با پيروزي جمهوريخواهان در انتخابات کنگره و کسب کرسي‌هاي مجلس نمايندگان فشارها بر دولت دموکرات بايدن بيش از گذشته خواهد بود و احتمالا احياي برجام و از سرگيري مذاکرات کمتر از گذشته باشد اما به نظر مي‌رسد که جمهوريخواهان نيز مي‌خواهند اين توافق انجام شود. همچنان که شاهد بوديم که ترامپ چقدر براي رسيدن به توافق با ايران التماس مي‌کرد. البته نبايد اين مساله را نيز در نظر نگرفت که تندروهاي جمهوريخواهان نمي‌خواهند توافقي با ايران شکل گيرد و صهيونيست‌ها تاثير بيشتري روي جمهوريخواهان دارند. به ويژه که نتانياهو نيز روي کار آمده و به نظر مي‌رسد که اولين کار او نيز اين باشد که اجازه ندهد پرونده ايران در آژانس بسته شود. لذا تصور مي‌شود که دموکرات‌ها و بايدن و تيمش مي‌خواهند که پرونده ايران در آژانس بسته شود و با ايران به توافق برسند و در انتخابات رياست‌جمهوري از اين برگ برنده استفاده کنند. اما جمهوريخواهان نمي‌خواهند اين موفقيت نصيب دموکرات‌ها شود و در انتخابات رياست‌جمهوري پيش‌رو به سر دموکرات‌ها بزنند که نتوانستند برجام را به سرانجامي برسانند. آنچه که مسلم است جمهوريخواهان توافق را مي‌خواهند اما در يک بازي سياسي نمي‌خواهند که رقيبشان در اين خصوص در ارتباط با آژانس و توافق دستاوردي داشته باشد.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه