هشدار ۲۴۱ حقوقدان به مجلس برای حرفه وکالت

آرمان ملی: کاهش امید به زندگی با افزایش مشکلات اقتصـــادی را می‌توان در آمار خودکشی در میـــان قشر فقیر و متوسط جامعه به‌وضوح مشاهده کرد. آن‌طور که از آخرین آمار سازمان ملل متحد پیداست، ایران از نظر شاخص توسعه انسانی از بین ۱۸۹ کشور در رده ۷۰ قرار دارد و شاخص توسعه یافتگی ایران ۰.۷۸۳ واحد و متوسط امید به زندگی در آن ۷۶.۷ سال عنوان شده است. اما این آمار جهانی است و باید این موضوع را می‌توان در صحبت‌های مسئولان بهزیستـی مشاهــده کـرد که افزایش خودکشی در میان خانواده‌های فقیر و حتی قشر متوسط جامعه نگران کننده است. هر چند که برخی این موضوع را به پیک‌های متعدد کرونا، مرتبط می‌دانند، اما نمی‌توان نقش رکود اقتصادی و جمعیت جوان بیکار جامعه را در این رابطه نادیده گرفت.

طبق آمار در سال گذشتــه در ایران 5542 نفر جان خود را به دلیل خودکشی از دسـت داده‌اند که از این میان زنان تقریبا ۷۱ درصد قربانیان خودکشی زیر ۴۰ سال هستند و در بین مردان ۸۰ درصد زیر ۴۰ سال هستند. بیش از ۲۰ برابر خودکشی کامل، اقدام به خودکشی در دنیا گزارش شده است، به این معنی که در برابر یک نفری که با خودکشی جان خود را از دست می‌دهد، ۲۰ نفر اقدام به خودکشی می‌کنند اما زنده می‌مانند. همچنین ۱.۳ درصد از مـــرگ و میرهای جهان ناشی از خودکشی است. آن‌طــور که در آخرین اظهار نظر، رئیس بهزیستی قرچــک اعلام کرده: «کانون خودکشی از غرب ایــران به مرکز و سایر مناطق در حال تغییر است.» موضوعی که اردشیر بهرامی به آن اشاره دارد، مربوط به خودسوزی و باورهای فرهنگی در مناطق مرزی کشور است که بیشتر به دلیل اختلافات خانوادگی بروز می‌کند و در استان‌های ایلام، آذربایجان غربی، کرمانشاه و حتی لرستان و خوزستان، بیشترین آمار خودکشی را در میان اقشار جامعه به‌خصوص زنان داشتند. با این حال بهرامی که خود نویسنده کتاب «فرهنگ، توسعه و خودکشی در غرب ایران» نیز است، به ایلنا می‌گوید: «خودکشی تابع یکسری از مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جامعه است، اما وقتی ۷۵ درصدخودکشی‌ها در خانواده‌های فقیر و متوسط اتفاق می‌افتد، یعنی کسانی که دچار مشکلات اقتصادی هستند و اختلالات روحی و روانی دارند و دست به این خشونت علیه خود می‌زنند.» در صحبت‌های این پژوهشگر می‌توان آماری همچون «تاثیر پیک‌های متعدد کرونا در افزایش خودکشی در سال ۹۹» و «۵۷ درصد خودکشی‌ها با حلق آویز کردن است» اشاره دارد، اما او در بخشی از صحبت‌هایش به نقش «فساد در سیستم‌های مالی و اداری نقش زیادی در ناامیدی و خودکشی» اشاره می‌کند و باور دارد: «جایی که امید می‌میرد خودکشی ایجاد می‌شود. جایی که احساس خوب، انسان دوستی و حمایت‌گری می‌میرد خودکشی جایگزین می‌شود. فعالان اجتماعی، رسانه‌ها و خبرنگاران باید به اصول حرفه‌ای متعهد باشند و باید به خانواده‌ها این آموزش داده شود که در شرایط بحران، یکدیگر را حفظ کنند.» 
 کسی به فکر روح و روان مردم نیست
روانشناسان معتقدند که یکــی از دلایل اصلی خودکشی، ضربات روحــی انباشته شده در فرد است، به این معنا که هنگامــی که فرد با مشکل عمیق و ریشه‌داری مواجه می‌شود که قادر به حل آن نیست و حمایتی هم از طرف خانواده، دوستان و اطرافیان دریافت نمی‌کند، به انزوا کشانده می‌شود و با احساس یأس شدید، تنها راه رهایی برای مشکل خود را در مرگ و خودکشی می‌یابد. سال گذشته بود که چندین دانش آموز به دلیل نداشتن تبلت و فقر خانوادگی دست به خودکشی زدند، موضوعی که همواره از سوی آموزش و پرورش تکذیب می‌شد، اما اکثر این دانش آموزان از خانواده‌های فقیر بودند. همان‌طور که در سال گذشته سيد حسن موسوي چلک، رئيس انجمن مددکاران اجتماعي ايران از کاهش سن اقدام به خودکشي در کشور ابراز نگراني شديد کرده بود و به «آرمان ملی» گفته بود: «تاثیرات روانی ناشی از فقر و توزیع ناعادلانه امکانات در میان اقشار مختلف جامعه، در دروان پساکرونا، خود را به شکل خودکشی و دیگر آسیب‌های اجتماعی نشان می‌دهد» حال نیز برکسی پوشیده نیست که یکی از این آسیب‌های جدی، کاهش امید به زندگی در میان اقشار متوسط جامعه است، که از امکانات مناسب‌تری نسبت به قشر محروم، برخوردارند. همچنین افزایش مشکلات روحی و روانی جامعه یکی از این موارد است. به باور کارشناسان، کاهش دستمزد نسبت به درآمد، روند روبه‌رشد بیکاری و افزایش حاشیه نشینی، از عوامل موثر در کاهش ثبات روح و روان و مشکلات عصبی جامعه است. همان‌طور که پیش‌تر در گزارشی به این موضوع به نقل از یک فعال کارگری پرداختیم، بیشترین مشکلات روحی و روانی متوجه این قشر از جامعه است که جمعیتی بالغ بر 20 میلیون نفر را شامل می‌شود. همچنین با افزایش شمار بیماران کرونا و پیک‌های پیاپی، کاهش امید به زندگی و افزایش میل به خودکشی در بین درمانگران نیز  مشاهده می‌شود.  
 چگونه می‌توان نرخ امید را افزایش داد؟
در این میان، رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به مساله خودکشی در کشور اظهار کرد: «آسیب‌های اجتماعی معلولی از علت‌ هستند و وقتی فرد دست به خودکشی می‌زند، حتما علت مشخصی دارد. وقتی ناامیدی فرد را به مرز جنون می‌رساند، فرد دست به خودکشی می‌زند. نباید فراموش کرد فقر در کشور نهادینه شده است و نرخ تورم بالا است. فقیر شدن افراد مسالــه‌ای نیست که به سادگی از آن عبور کرد. بنابراین مسایل اقتصادی مهم‌ترین چالشی است که ردپای آن در اغلب موارد خودکشی دیده می‌شود» مصطفی اقلیما، می‌گوید: «در شهر تهران 8 تا 10 میلیون نفر زندگی می‌کنند و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی در کلانشهرهای کشور به ویژه کلانشهر تهران در همه ابعاد وجود دارد. در شرایطی که بحران‌های مختلفی در جامعه وجود دارد، جامعه نیازمند انگیزه و امید است که باید انگیزه ادامه زندگی وجود داشته باشد و به همه اقشار در جامعه باید اطمینان به زندگی داده شود. اکنون اعتبار اجتماعی در جامعه کاهش یافته است و افراد درگیر بحران‌های مختلفی هستند که مهم‌ترین آن بحران اقتصادی است و این مساله موجب ناامیدی و سرافکندگی افراد در جامعه می‌شود. امروزه اعتماد از بین رفته است و بالای 80 درصد جامعه اطمینان خود را از وضعیت موجود از دست داده‌اند. اکنون همه ما به چرایی خودکشی و عوامل آن واقف هستیم اما دانستن عوامل و چرایی آن دردی را دوا نمی‌کند زیرا جامعه فعلی به امید و روحیه و حل مشکلات نیاز دارد. تزریق امید در جامعه فقط با حرف‌زدن عملی نمی‌شود زیرا امید واهی دادن، آسیب‌های اجتماعی را 10 برابر بیشتر می‌کند. اگر واقعیت را بپذیریم و افراد را با واقعیت جامعه روبه‌رو کنیم، می‌توان راهکارهای بعدی برای افزایش امید در جامعه را پیش برد.»

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه