انتخاب تاریخ:   /  /   
ویژه‌نامه سرداران دیار کرمان برلیان نت تعرفه
خبرهای این صفحه پربیننده‌ترین خبرها
کد خبر: ۲۷۸۵۷۳ | تاریخ : ۱۳۹۸/۹/۲۷ - شماره: 616

اصلاح طلبان هرگز دنبال استعفای روحانی نبوده اند

آرمان ملی- حمید شجاعی: با گذشت قریب به یک ماه از اتفاقات هفته پایانی آبان‌ماه که منجر به ناآرامی‌هایی در سطح کشور و بروز خسارت‌های مالی و جانی شد می‌گذرد، اما همچنان نارضایتی از روندهای موجود در زیر پوست جامعه مشاهده می‌شود و مردم از شرایط فعلی رضایت ندارند. از این جهت است که نوعی یأس، ناامیدی و بی‌اعتمادی به چشم می‌خورد. در این میان برخی معتقدند به جای اینکه به‌دنبال مقصر بگردیم و تقصیرات را به گردن دولت یا سایر نهادها بیندازیم باید راهکارهایی برای خروج از این شرایط و موقعیت یافت تا بر اساس آن بتوان رویکرد و نگرش جامعه را نیز تغییر داد. از این رو پر واضح است که هر جریانی بتواند این روزنه امید و راهکار خروج از شرایط را پیدا کند بیش از جریان‌های دیگر مورد اقبال مردم قرار خواهد گرفت. هر چند که اصولگرایان به قول خودشان با سر لوحه قرار دادن ترمیم اقتصاد و حل مشکلات معیشتی مردم پا به میدان رقابت‌های انتخابات مجلس گذاشته‌اند، اما تجربه نشان داده آنها نه وعده‌های خوبی می‌دهند و نه به وعده‌هایشان عمل می‌کنند. در این میان اصلاح‌طلبان به‌عنوان جریان مردم محور و پیگیر مطالبات مردم همچنان درصددند که با اتخاذ راهکارهایی جهت کمک به دولت برای خروج از شرایط فعلی از سویی ثبات نسبی در جامعه حاکم کنند و از سوی دیگر سرمایه اجتماعی از دست رفته را در انتخابات پیش رو بازیابند. گرچه دو ماه تا انتخابات مجلس پیش رو و اقبال عمومی مردم از آن جریانی است که بیش از گذشته به آنها و مطالباتشان نزدیک‌تر باشد. برای بررسی شرایط جامعه و افق پیش رو، بحث استعفای رئیس‌جمهور، انتخابات مجلس و رویکرد اصلاح‌طلبان «آرمان ملی» با مرتضی مبلغ معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات و عضو شورای عالی جبهه اصلاح‌طلبان به گفت‌وگو پرداخته است که می‌خوانید.

با توجه به اوضاع فعلي و روند‌هاي پيش رو شرايط جامعه را چگونه ارزيابي مي‌کنيد و چه راهکارهايي براي عبور از اين وضعيت وجود دارد؟

بارها گفته شده که تجزيه و تحليل و بررسي آسيب شناسانه شرايط موجود بسيار مهم است. متاسفانه روش‌هاي تجزيه و تحليل و آسيب شناسي در کشورمان جريان پيدا کرده که به شدت تقليل گرايانه و درصدد است که مسائل و مشکلات را به جنبه‌اي خاص تقليل دهد که اين روزها همه متوجه دولت مي‌شود. هر چند که دولت نيز يکي از عوامل مشکلات است، اما اگر هم همه مشکلات را متوجه دولت کنيم خطاي راهبردي اساسي را مرتکب خواهيم شد. مشکلات اساسي کشور به برخي سياست‌هاي غلط، ناکارآمد و رويکردهاي نادرست که ساليان سال است در کل روند اداره کشور جريان دارد و متاسفانه به رغم هشدارها و تذکراتي که صاحب نظران و دلسوزان مي‌دهند بر مي‌گردد. اين مساله اساسي است که محصول آن مشکلاتي است که در دستگاه‌هاي مختلف از جمله دولت ظهور و بروز پيدا مي‌کند و تا وقتي که اين مساله حل و فصل نشود ما شاهد تداوم مشکلات خواهيم بود. حتي حوادث ناگواري هم که رخ مي‌دهد مثل حوادث بسيار ناگوار آبان‌ماه که تلفات بسياري هم در پي داشت متاسفانه دست‌اندرکاران را به خود نمي‌آورد و متوجه اين امر نمي‌کند که اين نارضايتي‌ها علامت‌هاي جدي و خطرناکي است که ايجاب مي‌کند در اين سياست‌ها و رويکردها تجديد نظر شود. در حالي که برخي مي‌خواهند در بر روي همان پاشنه قبلي بچرخد. بارها گفته شده که جامعه با چه مشکلات اساسي روبه‌روست. اينکه جامعه را به خودي و غيرخودي تقسيم و عده‌اي را شهروند درجه 2 تلقي کنيم و فقط براي اقشار خاصي منافع و امتيازاتي را قائل شويم، اينکه جريان‌ها‌ و نيروهاي غيرمسئول به هر دليل و با هر مستمسکي در مسائل سياسي ورود کرده و يکه تازي کنند، اينکه در برخوردها روندهاي تبعيض‌آميز داشته باشيم و برخي از مسائل و مشکلات بيش از آنچه که واقعيت دارد به سرعت رسيدگي شود و نسبت به برخي مسائل بي‌توجهي و يا کم‌توجهي صورت گيرد، اينکه بر انتخاب مردم تاثير گذاشته شود و گروه اندکي خود را همه مردم بدانند و به خود حق بدهند که همه تصميم‌ها را بگيرند و انتخاب مردم محدود شود و در زيرساخت کشور و نظام مساله ايجاد کنند و راي مردم موثر نباشد تا مديران کارآمد و توانمند در صحنه حضور پيدا کنند و اينکه جريان‌هاي تندرو هر حرکت ناشايستي انجام دهند و از حاشيه امن نيز برخوردار باشند، از جمله مسائل و مشکلات اساسي کشور است که بايد چاره‌اي درباره آنها انديشيده شود.

برخي معتقدند که در آسيب شناسي اتفاقات اخير برخي در محاسبات خود مردم را در نظر نگرفتند و تصميماتي اتخاذ کردند که به نوعي موجب ناراحتي مردم را فراهم آورد؛ از ديدگاه شما چه اتفاقي رخ داده که شاهد اين نوع رويکرد هستيم؟

من معتقدم اشکال اساسي به بخش‌هايي که در قدرت حضور دارند بر مي‌گردد که چند ويژگي دارند. نخست اينکه اقتضائات حاکميت کارآمد و مردمسالاري ديني را نمي‌دانند يا باوري نسبت به آن ندارند و تبعا برخلاف آن عمل مي‌کنند و تعارض و تناقض ايجاد مي‌شود. ديگر اينکه اينها با اقتضائات زمانه آشنا نيستند و در زمان‌ گذشته مانده‌اند و با نگاه بسته، انقباضي و متصلبانه مي‌خواهند کشور را اداره کنند که اينها نيز مشکل ايجاد مي‌کند. ويژگي سوم اينها اين است که به شدت خود حق پندارند و فکر مي‌کنند که خود راه درست را مي‌روند و حق را مي‌گويند و ديگران هستند که خطا مي‌کنند و به راحتي هم آنها را متهم به انواع و اقسام اتهامات مي‌کنند و حاضر نيستند که در يک فرايند سازنده گفت‌وگوي اجماع‌بخش شرکت کنند و به‌گونه‌اي عمل کنند که همه دستگاه‌ها، مقامات و قواي کشور بتوانند بر سر مسائل اساسي به اجماع واقعي برسند و همه در يک راستا عمل کنند. اين بخشي از دلايلي است که منجر به اين مساله شده و تا زماني که در روش‌هاي گذشته تجديدنظر نشود و روند گفت‌وگوي اجماع‌بخش بين تمام دستگاه‌هاي حاکميتي شکل نگيرد و در اين نگاه‌هاي انقباضي تجديدنظر نشود و شاهد رويکردهاي سازنده‌تري نباشيم، مشکلات ادامه خواهد يافت.

چه علل و عواملي موجب شد تا رئيس‌جمهوري با سرمايه 24‌ميليوني امروز به جايي برسد که نه جريانات سياسي از وي حمايت کنند و نه حمايت مردمي را داشته باشد؟

به‌نظر من در تحليل اين پديده تلخ بايد 3 نکته را در نظر بگيريم. نکته اول به مشکلات زيرساختي که اشاره کردم بازمي‌گردد. در چنين شرايطي هر جرياني با هر رويکردي که روي کار آيد بالاخره با بن‌بست‌ها، مشکلات و دست‌اندازهايي روبه‌رو مي‌شود که کارآمدي خود را از دست مي‌دهد و کارآمدي لازم را پيدا نمي‌کند. نکته دوم به رويکرد خود دولت باز مي‌گردد که متاسفانه دولت در دوره دوم به رغم اينکه به مردم وعده‌هايي داد و قرار بود که به شکل مناسب‌تري در عرصه حاضر شود، دولت توانمند‌تر و قوي‌تري را شکل دهد و رويکردهاي موثرتري را دنبال کند، متاسفانه نتوانست آنگونه که قول داده بود عمل کند و به بخشي از فشارهايي که در کشور جريان دارد تن داد و معکوس عمل کردن در برخي زمينه‌ها موجب شد که از نظر کارآمدي به شدت افت پيدا کند. نکته سوم نيز که بسيار مهم است به مشکلاتي که از نظر جهاني و به‌خصوص در رابطه با تحريم‌ها و مشکلاتي که دشمنان به شکل بي‌سابقه و عجيب به کشور وارد کردند و تشديد تحريم‌هايي که رخ داد و آثار خود را بر کشور و دولت گذاشته باز مي‌گردد. مکمل اينها نيز عمليات تندروها در داخل بود که سعي کردند بي‌محابا و بدون رعايت مصالح عمومي هرگونه عمليات رواني را شکل دهند که خود عامل مهمي بود که با دو عامل گذشته دست به دست هم داد تا چنين شرايطي به‌وجود آيد که با کاهش بسيار شديد سرمايه اجتماعي مواجه باشيم.

اخيرا برخي از چهره‌هاي اصلاح‌طلب به‌دليل آنچه عدم کارايي در جهت محدوديت‌هاي دولت عنوان کردند پيشنهاد استعفاي رئيس‌جمهور را مطرح کرده‌اند؛ رويکرد اکثريت اصلاح‌طلبان به دولت اينگونه است يا اين مساله صرفا گمانه‌زني فردي برخي اصلاح‌طلبان است؟

اين مساله صرفا نظر شخصي دو نفر از چهر‌هاي اصلاح‌طلب بوده که ديدگاه هر کدام نيز با ديگري در تعارض است. کجا اصلاح‌طلبان چنين بحثي را مطرح کردند؟ نظر افراد محترم است ولي به هيچ‌وجه نظر اصلاح‌طلبان نبوده و اينگونه مطرح نشود که گويا اصلاح‌طلبان به اين نتيجه رسيده‌اند چرا که چنين بحثي نبوده است. اتفاقا بخشي از جريانات تندرو در کشور به‌دنبال ساقط کردن دولت هستند. وقتي که رئيس يکي از مهم‌ترين کميسيون‌هاي مجلس مي‌گويد وظيفه‌ام به زير کشيدن رئيس‌جمهور است نشان مي‌دهد که خيلي از اينها به‌دنبال ساقط کردن دولت هستند. در بحث بنزين که تصميم نظام بود و مقام معظم رهبري نيز از آن حمايت کردند، دلواپسان سعي کردند با استفاده از اين شرايط زمينه را براي ساقط کردن دولت فراهم کنند و بعضا تحرکاتي انجام دادند که ضد امنيت ملي بود. از طرف ديگر بحث استعفاي دولت در چنين شرايطي بسيار مخاطره‌آميز است. امروز با اين وضعيتي که در کشور است بايد همه دست به دست هم دهند و مشکلات اساسي را حل کنند. اين شرايط بايد درس، پند و هشداري به برخي مسئولان باشد که در برخي سياست‌ها تجديدنظر کنند و سياست‌هاي سازنده‌تري در پيش گرفته شود. بايد نوعي اجماع صورت بگيرد، نحوه اداره کشور، نگاه به جامعه، و رأي مردم تغيير پيدا کند و سياست‌ها و فرايندها متناسب با اقتضائات زمانه شکل بگيرد. آدرس‌هاي غلط جامعه را بيشتر به ورطه مشکل مي‌برد. مردم به شدت نياز دارند که مشکلاتشان حل شود، اما با استعفاي رئيس‌جمهور ماه‌ها کشور وارد فرايندهاي پر چالشي مي‌شود و مسائل و مشکلات حادي در کشور رخ خواهد داد. از نظر من اينها نوعي آدرس غلط دادن و نوعي تقليل‌گرايي است. همه بايد به ريشه مشکلات توجه کنند و براي رفع و رجوع مشکلات مردم تلاش کنند تا ان‌شاء‌ا... گشايش‌هايي در امور مردم اتفاق بيفتد. اصلاح‌طلبان نيز وارد چنين فرايندي نشده‌اند و دلسوزانه به مسئولان هشدار مي‌دهند که بتوانند از طريق گفت‌وگو، اجماع و تجديدنظر در برخي سياست‌ها و جنبه‌هاي مختلف کشور در سياست داخلي، سياست خارجي، اقتصادي و چه برخورد با تندروها روندهاي تازه‌اي را پيش بگيرند تا وضع کشور رو به بهبود برود.

تا انتخابات مجلس 2 ماه بيشتر زمان نمانده؛ از ديدگاه شما در اين دو‌ماهه چه فرايندهايي مي‌تواند شور و نشاط انتخاباتي را در جامعه به‌وجود آورده و مشارکت را بالا ببرد؟

به‌نظر من در آستانه انتخابات اگر بخواهد شور و نشاطي ايجاد شود گام اول و اساسي اين است که در بخش سياست‌هاي انتخاباتي تجديد نظر شود. بايد اجازه دهند که مردم انتخاب واقعي کنند همه به صحنه بيايند تا انتخاباتي رقابتي شکل بگيرد و اين اتفاق به‌گونه‌اي رخ دهد که مردم باور کنند در اين رويکردها و سياست‌ها تجديد نظري شده است. از طرف ديگر بايد نوعي همدلي فوري و اساسي بر مسير برخي از مسائل اساسي کشور بين همه دستگاه‌ها و همه قوا انجام شود و رويکردهايي از خود نشان دهند که مردم بپذيرند واقعا حرکت‌هاي ارزشمندي صورت گرفته و گشايش‌‌هايي در سياست داخلي، خارجي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي به وقوع مي‌پيوندد. اين خود موجب بازسازي اميد مردم و منجر به شور و نشاط انتخاباتي خواهد شد.

با وجود تاکيدات رئيس دولت اصلاحات در مقاطع مختلف به حضور گسترده اصلاح‌طلبان در انتخابات در فرآيند ثبت نام‌ها شاهد حضور گسترده‌‌اي از سوي چهره‌هاي اصلاح‌طلب نبوديم؛ اين عدم ثبت نام را مي‌توان ترس از عدم راي آوري تلقي کرد يا عدم تاييد صلاحيت؟

اين موضوع هم در بين اصلاح‌طلبان بود و هم در بين اصولگرايان معتدل و ريشه‌دار يعني حتي اصولگرايان واقعي نيز کمتر به صحنه آمدند. ريشه اين عدم استقبال نيز به مسائل رخ داده در کشور باز مي‌گردد. به‌نظر من بخشي از عدم حضور اصلاح‌طلبان در ثبت‌نام‌هاي انتخاباتي بدين جهت است که فکر مي‌کنند اگر در مجلسي که دائم تضعيف و محدود مي‌شود و نمي‌تواند جايگاه شايسته خود را پيدا کند بروند، چه خاصيتي مي‌توانند داشته باشند؟ از طرف ديگر بسياري از اين افراد که ثبت نام نکردند با توجه به تجارب گذشته احساس مي‌کنند که تاييد صلاحيت نمي‌شوند. کما اينکه در دور قبل نيز که همه با شور و نشاط انتخاباتي آمدند و اسم نوشتند به شکل بسيار گسترده‌اي با عدم تاييد صلاحيت روبه‌رو شدند و هرچه پيش آمديم اين موضع تشديد شد و در نهايت فضاي منفعل و سرخورده اجتماعي به‌وجود آمده نيز مزيد بر علت شده است. من فکر مي‌کنم همين تعداد محدودي هم که به ثبت‌نام پرداختند کار ارزشمندي انجام دادند و بايد از اينها تقدير به‌عمل آيد.

موفقيت اصلاح‌طلبان در انتخابات پيش رو را متضمن چه مسائلي مي‌دانيد؛ پيگيري جدي مطالبات يا شفافيت و صحبت صادقانه با مردم؟

نکته بسيار مهم اين است که بايد با مردم صحبت شود که مجلس چه کارهايي مي‌تواند انجام دهد. در انتخابات‌ها به‌نحوي با مردم برخورد مي‌شود که گويا مجلس، شوراها يا رياست جمهوري هر کدام به تنهايي حلال مشکلات کشور هستند که امر نادرستي است. به هر صورت مجلس يک حدي از ظرفيت براي حل مشکلات و پيشبرد امور دارد و ساير نهادها نيز حد خود را دارند و زماني که با هم جمع شوند اگر درست عمل شود مي‌توانند به پيشبرد امور کشور کمک کنند. امروز مهم‌ترين مشکل مجلس اين است که جايگاهش به شدت تضعيف و تقليل داده شده است. لذا دو ماموريت اساسي مجلس يعني قانونگذاري و نظارت بر کليه روندهاي کشور بسيار مساله‌دار شده و نهادهاي بالاسري براي مجلس ايجاد گرديده که بعضا قانونگذاري کرده و متاسفانه مجلس را دور مي‌زنند. چيزي که در اکثر روندهاي ديگر کشور نيز با آن مواجهيم. در بحث نظارت نيز مجلس مشکل دارد و در برخي روندها نمي‌تواند نظارت واقعي داشته باشد و عمدتا نظارتي شکلي و سطحي را دنبال مي‌کند. مهم‌ترين مساله امروز اين است که نامزدهاي انتخاباتي سازوکارهايي را پيدا کنند و نشان دهند که اگر به مجلس راه يافتند به‌دنبال احياي جايگاه مجلس هستند تا مجلسي در تراز ملت و قانون اساسي شکل بگيرد که قانونگذاري کند، از موقعيت و شأن خود حفاظت کند و از طرف ديگر نظارت قانوني خود را در همه زمينه‌ها و روندهاي کشور انجام دهد.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد