انتخاب تاریخ:   /  /   
ویژه‌نامه سرداران دیار کرمان برلیان نت
کد خبر: ۲۷۸۲۴۲ | تاریخ : ۱۳۹۸/۹/۲۳ - شماره: 612

بحران روسيه- اوكراين كوتاه مدت حل نمی‌شود

آرمان ملی - محمدحسین لطف‌الهی: روابط روسیه و اروپا این روزها وارد فاز جدیدی شده و به رغم اصرار اروپایی‌ها برای تحریم و تنبیه مسکو به‌دلیل الحاق شبه جزیره کریمه به خاک خود، اکنون آنها تلاش دارند تا مساله خود با روسیه را از طریق دیپلماتیک حل و فصل کنند. به همین منظور هم نشستی با حضور رؤسای جمهور روسیه و اوکراین برگزار شد تا گامی به سوی حل این مناقشه باشد. از سوی دیگر اما در مساله ایران سطح اختلاف‌نظرها میان مسکو و بروکسل در حال افزایش است و روس‌ها ترجیح داده‌اند دست کم تا امروز به حمایت از ایران در پرونده برجام بپردازند. «آرمان ملی» در گفت‌وگو با شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیه به بررسی رابطه روسیه و اروپا و همچنین آینده همکاری‌های تهران و مسکو پرداخته است. این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

کشورهاي اروپايي تلاش زيادي دارند تا مسائل خود را با روسيه حل کنند و در آخرين نمونه شاهد بوديم که نشستي مشترک از سوي مکرون و مرکل براي ديدار با روساي جمهور روسيه و اوکراين ترتيب داده شد. به‌نظر شما اين نشست‌ها مي‌تواند به حل مساله اوکراين منجر شود؟

برگزاري چنين نشست‌هايي باعث حل و فصل شدن موضوعات ميان روسيه و اوکراين، دست‌کم در کوتاه‌مدت و حتي در ميان‌مدت نمي‌شود. نهايت انتظاري که مي‌توان از اين نشست يا نشست‌هاي مشابه داشت، جلوگيري از افزايش تنش يا در بهترين حالت کاهش تنش‌هاست. بيانيه پاياني نشست هم، اين موضوع را تاييد مي‌کند. در اين بيانيه صرفا بر يک آتش بس محدود و تبادل اسرا بين طرفين تاکيد شده بود و عملا هيچ‌راه‌حل جامعي که بتواند وضعيت اوکراين را بهبود بخشد يا به بحران در اين کشور خاتمه دهد ارائه نشد. مساله اصلي درباره اوکراين در دو نکته خلاصه مي‌شود: يک بخش مربوط به مناقشه بر سر شبه جزيره کريمه است که عملا به بخشي از خاک روسيه تبديل شده و بعيد است که مسکو بخواهد اين شبه جزيره را به اوکراين بازگرداند؛ چراکه اين موضوع براي روس‌ها تمام شده به‌نظر مي‌رسد. اين در حالي است که اوکراين به هيچ‌وجه مالکيت روسيه بر شبه جزيره کريمه را نمي‌پذيرد و آن را متعلق به خود مي‌داند. نکته دوم مساله حضور جدايي‌طلبان در منطقه موسوم به دنباس است که مناطق شرقي و جنوبي اوکراين را شامل مي‌شود. در آن محدوده هم از زمان شروع بحران اوکراين در سال 2014 تا به امروز، جدايي‌طلبان روس‌تبار حکومتي خودمختار در منطقه ايجاد کرده‌اند و عملا مي‌توان گفت دولت مرکزي اوکراين هيچ‌ تسلطي بر آن محدوده ندارد. در نتيجه از يکسو بايد تاکيد کرد در مقطع زماني کنوني، موضوع مالکيت شبه جزيره کريمه غيرقابل حل به‌نظر مي‌رسد و راه‌حلي هم که براي موضوع منطقه دنباس به‌نظر مي‌رسد و اگر اتفاق خاص جديدي ميان دو کشور رخ ندهد عملي خواهد شد، اعطاي يک نوع خودمختاري گسترده از سوي دولت اوکراين به آن منطقه است تا در نهايت اوکراين بتواند تماميت ارضي خود را حفظ کند، البته به وجود آمدن هر بحران جديد در اوکراين مي‌تواند باعث افزايش تنش در اين مناطق و حتي درخواست آنها براي انضمام به خاک روسيه نيز بشود. بنابراين مساله اوکراين و روسيه را بايد پيچيده‌تر از آن دانست که با برگزاري يک يا چند نشست، آن هم به اين شکلي که برگزار شد، قابل حل و فصل باشد.

پيشتر اروپا تلاش کرده بود که مساله اوکراين را با اعمال تحريم و تحت فشار گذاشتن روسيه به نتيجه برساند اما اين روزها گويا ديپلماسي نقش پررنگ‌تري در الگوي اروپا براي حل مسائل با روسيه دارد. اين تغيير رويه از کجا ناشي مي‌شود؟

در آغاز بحران، اروپايي‌ها نسبت به توسعه‌طلبي ارضي روسيه و اينکه احتمال داشت رفتار روسيه در مناطق ديگر اروپا که مستعد چنين مساله‌اي بودند، نظير منطقه بالکان يا بخش‌هايي که در شرق اروپا روس تبارها جمعيت اصلي آن را تشکيل مي‌دادند، تکرار شود، بيم داشتند. به همين دليل اروپايي‌ها در ابتدا با اعمال تحريم اقتصادي شديد عليه روسيه که با همگامي و پيشگامي آمريکا صورت گرفت، تلاش داشتند مسکو را محدود کنند، اما واقعيت آن است که دو مساله مانع از تحقق اين هدف اروپا شد. اول وابستگي‌ها و نيازهاي متقابل اقتصادي ميان روسيه و کشورهاي اروپايي از جمله در حوزه انرژي و خدمات که سبب مي‌شد پس از اعمال تحريم، هر دو طرف دچار مشکل شوند؛ به‌طوري که وقتي تحريم‌هاي اروپا عليه مسکو اجرائي شد هم بسياري از شرکت‌هاي روسي و هم بسياري از شرکت‌هاي اروپايي متضرر شدند و به همين دليل مي‌توان گفت وابستگي متقابل طرفين تحريم‌ها را تحت الشعاع قرار داده است. مساله دوم به اختلاف نظر جدي ميان کشورهاي اروپايي در خصوص موضوع روسيه بازمي‌گردد. در اين کشورها ديدگاهي مشخص و واحد در قبال برخورد و مواجهه با روسيه وجود ندارد. برخي از کشورها نظير کشورهاي حوزه درياي بالتيک، لهستان و انگلستان در اتحاديه اروپا خواستار برخورد خيلي سخت با روسيه هستند، برخي ديگر از کشورها نظير يونان و ايتاليا تمايل دارند که تحريم‌ها به‌طور کامل کنار گذاشته شده و تعاملاتي گرم با روسيه برقرار شود و برخي ديگر از کشور مانند آلمان و فرانسه نيز تمايل دارند وجهه اروپا در تقابل با روسيه حفظ شود و هم نياز دارند تا روابط اقتصادي با مسکو پابرجا بماند. بنابراين نگاهي بينابيني در ميان نگاه طرفداران برخورد جدي يا سازش دارند. همين چنددستگي ميان کشورهاي اروپايي و نبود ديدگاه مشترک ميان آنها در قبال روسيه باعث شده که به مرور زمان از شدت تحريم‌ها کاسته شود و امروز تحريم‌ها کارکرد اصلي خود را از دست داده است؛ يعني بازداشتن روسيه از اهداف خود در اوکراين و شرق اروپا.

شاهد هستيم که در موضوع برجام هم روسيه در مقابل اروپا قرار گرفته و ترجيح داده از مواضع ايران در پرونده هسته‌اي حمايت کند. به‌نظر شما اين تنش‌ها به کجا خواهد رسيد؟ آيا روسيه در کنار ايران خواهد ايستاد يا مواضع کنوني اين کشور موقتي و با توجه به شرايط روز است؟

روس‌ها در موضوع برجام موضعي کاملا منطقي اتخاد کرده‌اند و معتقدند آمريکايي‌ها با خروج غيرقانوني و يکجانبه از برجام اين توافق نامه بين‌المللي را نقض کردند و اروپايي‌ها هم با عدم پايبندي به مفاد برجام از جمله حفظ روابط اقتصادي با ايران، ناتواني نشان دادند. در نتيجه از نظر روس‌ها اقدامات ايران در راستاي کاهش گام به گام تعهدات برجامي اقدامي منطقي بوده و به همين دليل است که آنها موضعي کاملا درست و صحيح را اتخاذ کردند و ضمن محکوم کردن رفتارهاي آمريکا موضع ايران را قابل قبول دانستند. با توجه به شرايط و روندي که برجام طي مي‌کند، به‌نظر مي‌رسد که موضع روس‌ها پا برجا بماند هر چند که مسکو هيچ‌گاه موافق رفتن هيچ‌کشوري به سوي تسليحات هسته‌اي نبوده. در واقع بايد تاکيد کرد که رفتن به سوي ساخت تسليحات هسته‌اي براي روس‌ها خط قرمز است و چه ترکيه چه عربستان و چه هر کشور ديگري بخواهند به سوي ساخت تسليحات هسته‌اي بروند، روسيه در برابر آن خواهد ايستاد. در مورد توافق برجام اما آنها موضع ايران را کاملا بحق مي‌دانند و معتقدند ايران به توافق پايبند بوده و اين ساير طرف‌ها بودند که نتوانستند به تعهدات خود پايبند بماند.

به روندي که برجام طي مي‌کند اشاره کرديد. اين امکان وجود دارد که با ادامه کاهش تعهدات ايران، اروپا به سمت اعمال مکانيسم حل اختلاف برود. به‌نظر شما در آن زمان روسيه تلاشي براي وتو به نفع ايران خواهد داشت؟

با توجه به رويکردي که روس‌ها داشتند و موضع منطقي و گام به گام ايران در کاهش تعهدات، به‌نظر مي‌رسد که روس‌ها چندان طرف اروپا و آمريکا را نخواهند گرفت و در شرايط فعلي ترجيح مي‌دهند که از ايران و توافق برجام حمايت کنند.

فکر مي‌کنيد چين هم ترجيح دهد که از ايران حمايت کند؟

چين هم موضعي مشابه روسيه اتخاذ کرده و آمريکا را بر هم زننده توافق مي‌داند. بارها هم به صراحت اعلام کرده‌اند که تحريم‌هاي يکجانبه را نمي‌پذيرند. طبعا کار اگر به اعمال مکانيسم ماشه شوراي امنيت کشيده شود آنها هم موضعي منطقي‌تر اتخاذ خواهند کرد و با اروپا و آمريکا همراه نمي‌شوند.

در موضوع تحريم‌ها گمانه‌زني‌هايي مطرح است که تحريم ايران در برخي مسائل به‌طور خاص به نفع روسيه است و به‌دليل تعارض منافعي که وجود دارد، امکانش هست که روسيه بخواهد ايران زير فشار تحريم‌ها باقي بماند. براي مثال در موضوع تامين انرژي ترکيه، روسيه و ايران رقابت دارند و تحريم ايران مي‌تواند سود خوبي براي اين مسکو داشته باشد. ارزيابي شما از اين مساله چيست؟

اين مسائل بيشتر از آنکه واقعيت داشته باشد و ما در عمل شاهد آن باشيم، ساخته و پرداخته رسانه‌هاي غربي و عربي است و آنها براي اختلاف‌افکني ميان ايران و روسيه و بدبين کردن افکار عمومي ايران به مسکو به اين مسائل دامن مي‌زنند. اگر مقاصد صادرات نفت ايران و روسيه را مورد بررسي قرار دهيم، متوجه مي‌شويم که مقاصد صادرات نفت دو کشور تا حد زيادي متفاوت است. ايران عمدتا نفت خود را به کشورهاي آسيايي نظير هند، ژاپن و چين صادر مي‌کند، در حالي که عمده‌ترين خريداران نفت روسيه را کشورهاي اروپايي تشکيل مي‌دهند. هيچ‌گاه نيز در طول تحريم‌هاي غيرقانوني عليه ايران اين روسيه نبوده که جاي ايران را در بازار پر کرده باشد و اساسا روسيه به مقاصد صادراتي ايران، صادرات نفت چنداني ندارد. اگر به دور پيشين تحريم‌ها عليه ايران نيز نگاهي تحليلي داشته باشيم، متوجه مي‌شويم که کشورهايي نظير عربستان، امارات و کويت بودند که جاي خالي نفت ايران را در بازارهاي جهاني پر کردند و به اين ترتيب نقشي انکارنشدني در افزايش فشار تحريم‌ها عليه کشورمان داشتند. بعد از برجام نيز اين بحث در اوپک مطرح شد که اين کشورها بايد توليد نفت خود را کاهش دهند تا سطح توليد ايران به سطح توليد قبل از تحريم‌ها بازگردد. در حال حاضر نيز روس‌ها سود چنداني از صادرات نفت ايران نمي‌برند. تنها ممکن است که کاهش صادرات ايران به افزايش قيمت‌ها در بازارهاي جهاني منجر شود که آن‌هم تا حدي براي همه توليدکنندگان نفت مي‌تواند مفيد باشد؛ زيرا مي‌تواند توليدکنندگاني مانند آمريکا را به افزايش سطح توليد وادارد و عملا برخي بازارها از دست فروشندگان سنتي نفت خارج شود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد که موارد محدودي اشتراک ميان مقاصد صادراتي ايران و روسيه وجود دارد که اصلي‌ترين آنها چين و ترکيه هستند، اما عمده‌ترين خريداران نفت دو کشور متفاوت هستند و نمي‌توان مسکو را متهم کرد که دنبال تحريم ايران است و از اين مساله منفعت خاصي دارد. با توجه به اين مسائل مي‌توان گفت تحريم ايران سود چنداني براي روسيه ندارد اما رسانه‌هاي غربي با بزرگنمايي اين مسائل کوچک تلاش مي‌کنند که معدود شرکاي تجاري ايران را نيز به نوعي حذف کنند، تا فشارها عليه اقتصاد کشورمان بيش از پيش افزايش يابد. نبايد اسير اين‌گونه بازي‌هاي رسانه‌اي شد و بايد تلاش کرد که نه تنها فرصت‌هاي تجاري را از دست نداد بلکه به گسترش و توسعه آنها انديشيد. حتي روسيه پيشنهاد کرده که نفت ايران از طريق اين کشور فروخته شود.

آيا فکر مي‌کنيد فروش نفت ايران از طريق کشوري ثالث نظير روسيه عملياتي باشد؟

در مورد فروش نفت از سال 2014، مذاکرات براي صادرات نفت ايران به روسيه آغاز شد و براساس طرح اوليه، قرار بود روسيه روزانه تا 500‌هزار بشکه از نفت ايران را در ازاي تجهيزات و کالاهاي روسي خريداري کند. اين قرارداد بزرگ نفتي که ارزش ماهانه آن يک‌ميليارد و 500‌ميليون دلار و در مجموع به 20‌ميليارد دلار در سال تخمين زده مي‌شد، با حصول توافق هسته‌اي ميان ايران و کشورهاي 1+5 عملا به دست فراموشي سپرده شد. با اين حال در حال حاضر با توجه به تلاش آمريکا در به صفر رساندن فروش نفت ايران، تهران مي‌تواند از طريق روسيه همچنان به صادرات نفت خود ادامه دهد. به‌خصوص که از گذشته طرح‌هايي بين ايران و روسيه در زمينه تهاتر نفتي وجود داشته و فعال شدن مجدد اين طرح‌ها مي‌تواند باعث گشايش در فروش نفت ايران تا حدود 500‌هزار بشکه در روز شود. استفاده از اين روش داراي ويژگي‌هاي قابل توجهي است که مي‌تواند منافع درازمدت ايران و روسيه را تامين کند. معامله نفتي ميان ايران و روسيه برخلاف آنچه‌ که به نام «طرح تهاتر نفتي» يا «نفت در برابر غذا» مطرح شده، به هيچ‌وجه به معناي تهاتر نيست؛ زيرا ايران مي‌تواند با پول خود به خريد کالا و يا خدماتي بپردازد که نياز دارد. از سوي ديگر روسيه مي‌تواند از اين طريق به فروش کالا و تجهيزات ساخت خود به ايران بپردازد که براي اين کشور داراي سود اقتصادي است. قرارداد نفتي ميان ايران و روسيه، روش مناسبي براي تنوع بخشيدن به مشتريان نفت ايران است، چراکه براساس اين قرارداد، روس‌ها نفت دريافت شده از ايران را به هر کشوري که مدنظرشان باشد، صادر خواهند کرد. با توجه به اينکه نفت ايران از لحاظ کيفيت به نفتي که از ناحيه اورال روسيه استخراج مي‌شود، نزديک است، اين امر مي‌تواند صادرات و فروش نفت ايران توسط روس‌ها را تسهيل کند. از سوي ديگر روسيه به واسطه فروش نفت ايران مي‌تواند سهم بيشتري از بازارهاي اروپا را به‌دست آورد که اين امر يکي از استراتژي‌هاي بلندمدت مسکو در حوزه انرژي محسوب مي‌شود. اجراي قرارداد نفتي ميان ايران و روسيه سبب افزايش صادرات نفت ايران مي‌شود که اين امر مي‌تواند کمکي براي اقتصاد ايران در دوران تحريم باشد. از سوي ديگر اين قرارداد نفتي براي روسيه نيز سودآور است؛ زيرا موجب دريافت حق انتقال و فروش نفت ايران به ساير کشورها مي‌شود.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد